تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 28 رای - 2.93 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفي نويسندگان ایرانی
#11
[عکس: 20121021122444_images6.jpg]
رضا قاسمی در سال ۱۳۲۸ در اصفهان به دنیا آمد اما اصلیت جنوبی دارد. اولین اثر او نمایشنامه کسوف بود که در ۱۸ سالگی نوشت و دو سال بعد در دانشگاه تهران به روی صحنه برد. در سال ۱۳۵۵ جایزه اول «تلویزیون ملی ایران» برای بهترین نمایشنامه به اثر او چو ضحاک شد بر جهان شهریار تعلق گرفت. او از سال ۱۳۴۹، همزمان با تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا، به نمایشنامه نویسی و کارگردانی تآتر پرداخت و آثاری چون کسوف، آمد ورفت، نامه هائی بدون تاریخ از من به خانواده‌ام و بالعکس، و چاه را به صحنه آورد. نویسندگی و کارگردانی سه نمایشنامه اتاق تمشیت، ماهان کوشیار و معمای ماهیار معمار هم حاصل فعالیت او در دورهٔ پس از انقلاب است. اما شرایط کار برایش سخت شد و در سال ۱۳۶۵ ترک وطن گفت و از آن زمان در فرانسه زندگی می‌کند.

رمان معروف او با نام همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها در سال ۱۹۹۶ در آمریکا و در سال ۱۳۸۱ در ایران به چاپ رسید و جوایز مختلفی را برای نویسنده به ارمغان آورد و وی در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت کرده و به آهنگسازی و نوازندگی مانند بداهه‌نوازی در اصفهان و راست پنجگاه پرداخته‌است.
آثار:
رمان [ویرایش]
همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها (۱۹۹۱-۱۹۹۴). چاپ اول:۱۹۹۶، نشر کتاب. لس آنجلس. چاپ ششم: انتشارات نیلوفر، تهران
چاه بابل (۱۹۹۴ـ۱۹۹۸)چاپ اول: نشر باران، سوئد. ۱۹۹۹
وردی که بره‌ها می‌خوانند (۲۰۰۲نشر انترنتی)، انتشارات خاوران، پاریس: ۲۰۰۸
نمایشنامه[نیازمند منبع] [ویرایش]
کسوف (۱۳۴۷)
صفیه موعود (۱۳۵۰)
نامه‌هایی بدون تاریخ از من به خانواده‌ام و بالعکس (۱۳۵۳)
چو ضحاک شد بر جهان شهریار (۱۳۵۵)
اتاق تمشیت (۱۳۵۸)
خوابگردها (۱۳۶۰)
ماهان کوشیار (۱۳۶۲)
معمای ماهیار معمار (۱۳۶۴)
حرکت با شماست مرکوشیو! (۱۹۹۰)
تمثال (۱۹۹۱)
داستان [ویرایش]
نارون کوچک، نارون تنها (۱۳۴۹)
پرتگاه،۱۹۹۶
چتر و گربه و دیوار باریک ۱۹۹۷
شعر [ویرایش]
لکنت (۱۹۹۰-۲۰۰۱)
تحقیق و تالیف [ویرایش]
موسیقی در تعزیه (۱۳۵۴)
تأملاتی در باب موسیقی ایرانی (۱۹۸۶-۱۹۹۰)
حلقه گمشده آمارا (۱۹۹۵-۲۰۰۱)
نشر الکترونیکی [ویرایش]
نشریه ادبی با نام دوات (تأسیس اوت ۲۰۰۱)
موسیقی [ویرایش]
«چهارده قطعه برای باز پریدن» آهنگهای رضا قاسمی با آواز سپیده رئیس‌السادات (۱۳۸۹)
گل صد برگ با صدای شهرام ناظری[۴]
سیاوشخوانی (در چهارگاه)
اصفهان ـ راست پنجگاه(بداهه نوازی).[۵]
دشتی ـ ماهور با صدای هما نیکنام (سی دی)Buda musique، پاریس، [۶]
کارگردانی تآتر [ویرایش]
کسوف، ۱۳۴۹ (دانشکده هنرهای زیبا)
آمد و رفت (از ساموئل بکت) ۱۳۴۹ (دانشکده هنرهای زیبا)
نامه‌هایی بدون تاریخ از من به خانواده‌ام و بالعکس (کارگاه نمایش، ۱۳۵۳)
چاه (از داود دانشور) ۱۳۵۶ (کار تجربی با نوجوانان شیر و خورشید سرخ شاهرود)
چاه (از داود دانشور) ۱۳۵۷(کارگاه نمایش)
اتاق تمشیت، ۱۳۶۰ (تآتر شهر)
ماهان کوشیار، ۱۳۶۳ (تآتر چارسو)
معمای ماهیار معمار، ۱۳۶۵ (تآتر شهر)
جوایز:
جایزه رمان برگزیده دهه نویسندگان و منتقدان مطبوعات برای ۱۳۸۸همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها [۷]
جایزه رمان اول از بنیاد گلشیری ۱۳۸۱همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
جایزه بهترین رمان سال از نویسندگان و منتقدان مطبوعات۱۳۸۱همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
«تندیس ویژهٔ رمان تحسین شده» جایزه مهرگان ادب (پکا) ۱۳۸۱همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها
جایزه اول مسابقه نمایشنامه نویسی جشن طوس (تلویزیون ملی ایران) برای چو ضحاک شد بر جهان شهریار۱۳۵۵
(منبع:ویکی پدیا)
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود....


"گروس عبدالملکیان"
پاسخ }
#12


استاد ذبیح ا...صفا

(۱۲۹۰-۱۳۷۸ هـ. ش) پژوهشگر، مترجم، استاد ممتاز دانشگاه تهران و شخصیت برجستهٔ ادبی در ایران معاصر است. از تألیفات مشهور او «تاریخ ادبیات در ایران» و «حماسه‌سرایی در ایران» است.

ذبیح‌اللّه صفا در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۰ در شهمیرزاد از توابع شهرستان سنگسر در استان سمنان زاده شد. پدرش سید علی‌اصغر صفای شهمیرزادی در بابل بازرگان بود. دوره آموزش ابتدایی را در سال ۱۳۰۴ در بابل به پایان رساند. آنگاه راهی تهران شد و در دبیرستانهای سیروس و دارالفنون تحصیل کرد و در سال ۱۳۱۲ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند. سپس تحصیلات خود را در دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات ادامه داد و در رشته‌های ادبیات و تعلیم و تربیت لیسانس گرفت و سپس به تحصیل در دورهٔ دکتری پرداخت تا آنکه در سال ۱۳۲۱ با پذیرش رسالهٔ او با عنوان «حماسه‌سرایی در ایران» به درجهٔ دکتری نایل شد.

ذبیح‌اللّه صفا خدمات آموزشی خود را از سال ۱۳۱۶ با دبیری ادبیات فارسی در کلاس‌های دورهٔ دوم متوسطه در دبیرستان‌های تهران آغاز کرد. از سال ۱۳۲۱ به درجهٔ دانشیاری کرسی تاریخ ادبیات دانشگاه تهران ارتقا یافت و در سال ۱۳۲۷ در همان کرسی استاد شد تا این که در سال ۱۳۴۰ به بالاترین رتبهٔ استادی (رتبهٔ ده) دست یافت. طی سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ با سمت استاد مهمان در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. در بازگشت از آلمان به مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی و سپس ریاست دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران انتخاب شد و تا سال ۱۳۴۷ این سمت‌ها را به عهده داشت. در آن سال پس از تغییرات ناگهانی در نظام اداری و آموزشی دانشگاه به درخواست خود بازنشسته شد و تدریس خود را بصورت افتخاری ادامه داد. در سال ۱۳۴۷ برای بار دوم به آلمان رفت و یک سال دیگر در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. پس از بازگشت به تهران عنوان استادی ممتاز دانشگاه تهران را یافت و از آن پس در سال‌هایی که در تهران اقامت داشت به تدریس ادبیات حماسی، غنایی و دراماتیک در دورهٔ دکتری ادبیات فارسی ادامه داد. پس از سال ۱۳۵۷ در آلمان اقامت داشت.

دکتر ذبیح‌اللّه صفا در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۸ در شهر لوبک در آلمان درگذشت


از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ ریاست ادارهٔ دانشسرای مقدماتی در وزارت فرهنگ را به عهده داشت.
از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ ریاست تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ را داشت.
از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۱ بنیانگذار و مدیر مجله سخن بود.
از ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۱ ریاست ادارهٔ کل انتشارات و روابط دانشگاهی در دانشگاه تهران را به عهده داشت.
از ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۷ مدیر مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات تهران بود.
از ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۶ عضو هیئت مدیره جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بود.
از ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۳ دبیر کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ نایب رئیس کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۵ عضویت در کنفرانس‌های عمومی یونسکو را در بیروت، پاریس، فلورانس، مونته‌ویدئو، دهلی نو و چندین محل دیگر را بر عهده داشت.
از ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ عضویت شورای عالی فرهنگ و هنر را داشت.
از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ دبیر شورای عالی فرهنگ و هنر بود.



کتاب‌های منتشرشده :

گاهشماری و جشن‌های ملی ایرانیان، ۱۳۵۵-۱۳۱۲
مرگ سقراط، لامارتین (ترجمه)، ۱۳۱۴
رافائل، لامارتین (ترجمه)، ۱۳۱۷
آموزشگاه‌ها و آموزش‌ها در ایران، ۱۳۱۵-۱۳۵۴
حماسه‌سرایی در ایران، ۱۳۲۴
دانش‌های یونانی در شاهنشاهی ساسانی، ۱۳۳۱
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم، ۱۳۳۱
آئین سخن در معانی و بیان، ۱۳۳۱
تاریخ تحول نظم و نثر فارسی، ۱۳۳۱
تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد در ۸ مجلد)، ۱۳۳۲-۱۳۶۲
مزداپرستی در ایران قدیم، ۱۳۳۶
دیوان عبدالواسع جبلی (تصحیح)، ۱۳۳۹
آیین شاهنشاهی ایران، ۱۳۴۶
نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام‌الملک، ۱۳۴۷
گنج سخن، شاعران پارسی‌گوی و منتخب آثار آنان (از رودکی تا بهار) ۳ جلد، ۱۳۳۹
گنجینهٔ سخن، پارسی‌نویسان بزرگ و منتخب آثار آنان، ۶ جلد، ۱۳۴۸-۱۳۶۳
دیوان سیف‌الدین محمد فرغانی (تصحیح)، در ۳ جلد، ۱۳۴۱-۱۳۴۴
بختیارنامه، دقایقی مروزی (تصحیح)، ۱۳۴۵
داراب‌نامهٔ بیغمی (فیروزشاه‌نامه) (تصحیح)، ۱۳۳۹-۱۳۴۱
داراب‌نامهٔ طرسوسی (تصحیح)، ۱۳۴۴-۱۳۴۶
دورنمایی از فرهنگ ایرانی و عصر جهانی آن، ۱۳۵۰
نیکی‌نامه، ۱۳۵۰
تاریخ ادبیات ایران، ۱۳۵۵
تاریخ علوم و ادبیات ایرانی، ۱۳۴۷
مقدمه‌ای بر تصوف، ۱۳۵۴
سیری در تاریخ زبان‌ها و ادب ایرانی، ۱۳۵۵
نظری به تاریخ حکمت و علوم در ایران، ۱۳۵۵


[عکس: 20121021200927_220px-ZabSafa_0006.jpg]

پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#13


هاشم رضی

هاشم رضی (۱۳۱۳ در تهران) ایران‌شناس و مترجم ایرانی. رضی بیش از ۲۰ کتاب تالیفی دارد.

آثار :

حکمت خسروانی
آیین مهر (۲ جلد)
دانشنامه ایران باستان ۱۳۸۰
تاریخ ادیان (۲۵ جلد). هاشم رضی. تهران. ۱۳۴۳ خورشیدی (تاکنون هفت جلد آن را منتشر کرده‌است.)
ادیان بزرگ جهان.هاشم رضی. فروهر. ۱۳۶۰
وندیداد (ترجمه، شرح، واژه نامه در ۲ جلد)
وندیداد (ترجمه، شرح، واژه نامه در ۴ جلد)
گنجینه اوستا
تاریخ مطالعات دین‌های ایرانی
مدعیات نبوت و مهدویت،
خودآموز خط و زبان اوستایی
دستور زبان اوستایی،
فارسی باستان،
پیدایش روانکاوی (فروید)،
آینده یک پندار (فروید)،
اصول روانکاوی (فروید)

پاسخ }
#14
[عکس: 20121026233555_images3.jpg]


ابوتراب خسروی در سال ۱۳۳۵ در شهر فسا متولد شد. پدرش نظامی بود؛ به همین دلیل سال‌های جوانی او در شهرهای مختلف ایران گذشت. در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ در دبیرستانی در اصفهان درس می‌خواند و شاگرد هوشنگ گلشیری، نویسنده‌ی فقید ایرانی بوده‌است.

او لیسانس آموزش ابتدایی دارد و سال‌ها در شیراز به کودکان عقب‌ماندهٔ ذهنی آموزش می‌داده است. در حال حاضر بازنشسته شده و در شهر شیراز زندگی می‌کند. خسروی متأهل است و سه فرزند دارد.

مضمون آثار
ثار ابوتراب خسروی از مضامین سوررئال با تکیه بر ویژگی‌های رمان پست مدرن مایه‌ور است. او با احاطهٔ نسبی بر ادبیات کهن، دارای نثری پخته و قوی است. در آثار خسروی زبان ویژه‌ای را می‌بینیم که تمایل به باستان‌گرایی، کهن‌الگویی و بازگشت به زبان متون مقدس دارد. گفت‌وگوی متن‌های گوناگون و بینامتنیت در آثار خسروی دیده می‌شود. نوشته‌های او بوی رویا و اسطوره می‌دهند و به همین دلیل «همه‌زمانی» و «همه‌مکانی» است؛ زمان در آثارش می‌شکند؛ آثار خسروی انسان را به درنگ، اندیشیدن و استغراق در واژه‌ها دعوت می‌کند. موضوعاتی مثل هستی، مرگ، عشق و انسان که با استحاله‌های پی در پی در آثار وی وجود دارند از موضوعات اصلی کارهای اوست.

کلمه، کلیدواژهٔ اصلی آثار ابوتراب خسروی است. «کلمه» در آثار خسروی اصالت دارد.
کتاب‌شناسی
هاویه (۱۳۷۰) مجموعهٔ داستان
دیوان سومنات (۱۳۷۷) مجموعهٔ داستان
اسفار کاتبان (۱۳۷۹) رمان، برندهٔ جایزهٔ مهرگان ادب
رود راوی (۱۳۸۲) رمان، برندهٔ چهارمین دورهٔ جایزه هوشنگ گلشیری
ویران (۱۳۸۸ ـ نشر چشمه) مجموعهٔ داستان، برندهٔ یازدهمین دورهٔ جایزه هوشنگ گلشیری
حاشیه‌ای بر مبانی داستان (۱۳۸۸ ـ نشر ثالث) (مجموعهٔ مقالاتی در خصوص تئوری‌های داستان با تکیه بر مقولهٔ داستان ایرانی)
ملکان عذاب رمان (در دست انتشار)
برخی از جوایز و افتخارات
برندهٔ جایزهٔ مهرگان ادب، برای رمان اسفار کاتبان
برندهٔ چهارمین دورهٔ جایزه هوشنگ گلشیری برای رمان رود راوی
برندهٔ یازدهمین دورهٔ جایزه هوشنگ گلشیری برای رمان «ویران»
(منبع:ویکی پدیا)
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود....


"گروس عبدالملکیان"
پاسخ }
#15


محمدحسین بشرویه‌ای معروف به بدیع‌الزمان فروزانفر فرزند آقا شیخ علی بشرویه‌ای در سال ۱۲۷۶ ه. خ. در یک خانواده کرد خراسان در بشرویه زاده شد. پدر وی آقا شیخ علی بشرویه‌ای از بزرگان منطقه بشرویه و از شعرای دوره مشروطه بود.مقدمات علوم را در زادگاه خود آموخت و آنگاه راهی مشهد شد و از محضر استادان ادب حوزهٔ خراسان همچون ادیب نیشابوری و‍ ادیب پیشاوری بهره برد. حدود سال ۱۳۰۰ به تهران رفت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ سپهسالار ادامه داد و چندی حجره‌ای در مسجد سپهسالار داشت. در جوانی در همان مدرسه به تدریس پرداخت و چندی بعد در سال ۱۳۰۵ به سمت معلمی دارالفنون و دارالمعلمین عالی منصوب شد. در سال ۱۳۱۳ به معاونت دانشکدهٔ معقول و منقول (الهیات) منصوب شد.

در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزهٔ دانشگاه تهران مرکب از نصرالله تقوی، علی‌اکبر دهخدا و ولی‌الله نصر تألیف ارزندهٔ او به نام «تحقیق در زندگانی مولانا جلال‌الدین بلخی» را ارزیابی و به او گواهینامهٔ دکتری اعطا کرد. به استناد این گواهینامه در همان سال به سمت استادی دانشسرای عالی و دانشکده‌های ادبیات و معقول و منقول منصوب شد. در سال ۱۳۲۳ بر اساس رأی شورای استادان به ریاست دانشکدهٔ معقول و منقول برگزیده شد و تا سال ۱۳۴۶ در این سمت باقی بود. از ابتدای تأسیس دورهٔ دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه تهران، تدریس در دورهٔ دکتری را به عهده گرفت و برنامهٔ این دوره را پایه‌گذاری کرد. فروزانفر استاد و راهنمای جمعی از دانشجویان مبرز دورهٔ دکتری در دانشکده‌های ادبیات و الهیات بود که بعدها استادان برجستهٔ ادب پارسی و مطالعات فرهنگ ایران شدند از جمله: پرویز ناتل خانلری، ذبیح الله صفا، مهدی حمیدی شیرازی، عبدالحسین زرین‌کوب، غلامحسین یوسفی، محمدامین ریاحی، سید محمد دبیرسیاقی، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیمین دانشور، ضیاءالدین سجادی، جلال متینی، سید صادق گوهرین، منوچهر ستوده و منوچهر مرتضوی.

فروزانفر در سال ۱۳۴۶ از استادی دانشگاه بازنشسته شد، اما همکاری خود را در تدریس در دورهٔ دکتری ادبیات فارسی تا روزهای پایانی عمر ادامه داد. در همین زمان عضویت مجلس سنا را یافت. مدتی نیز ریاست کتابخانهٔ سلطنتی را نیز به عهده گرفت. بدیع‌الزمان فروزانفر در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ بر اثر سکتهٔ قلبی در ۷۳ سالگی درگذشت.

او در باغ طوطی (صحن شاه‌عبدالعظیم) به خاک سپرده شد و سرانجام تولیت آستان حضرت عبدالعظیم (به صرف گذشت سی سال و رفع مانع فقهی) قبر بدیع‌الزمان فروزانفر، بزرگ‌ترین استاد در تاریخ دانشگاه تهران و یکی از نوادر فرهنگ ایران زمین را، به مبلغ یک میلیون تومان (در آن زمان قیمت یک اتومبیل پیکان دست سوم) به یک حاجی بازاری فروختند.

سخن و سخنوران (۱۳۰۸-۱۳۱۲) اثر برجستهٔ فروزانفر، سرمشقی برای تحقیق در تاریخ ادبیات ایران، و دریچه‌ای به نقد شعر فارسی بود. این کتاب فروزانفر ضمن آن که سنت دیرینهٔ تذکره‌نویسی در ادبیات فارسی را در نظر داشته، راهگشای تحقیقات نوین در تاریخ ادبیات ایران بوده‌است. قبل از نشر این ‏تذکرهٔ تحقیقی و انتقادی، عالی‌ترین اثری که به عنوان تاریخ ادبی تحت عنوان معمول تاریخ شعرا عرضه می‌شد، مجموعهٔ تقریرات درسی میرزا محمدحسین خان ذکاءالملک بود که هر چند در جای خود آکنده از نکات جالب بود، از دیدگاه علمی بر هیچ مبنای متفق‌علیه مقبولی مبتنی نبود. اما اثر فروزانفر کار تازه‌ای بود، و بلافاصله بعد از نشر، مورد توجه و تحسین اهل نظر واقع شد و کسانی چون محمد قزوینی، محمدعلی فروغی و مینورسکی جزء اولین کسانی بودند که‏ کار او را ستودند. پژوهش‌های بعدی در زمینهٔ تاریخ ادبیات ایران و شاخص‌تر از همه، تاریخ ادبیات در ایران تألیف ذبیح الله صفا از کتاب سخن و سخنوران تأثیر پذیرفته‌اند.

اما آنچه نام فروزانفر را بر تارک تحقیقات ادبی و عرفانی نشاند، شیفتگی او به نبوغ ادبی شگرف مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، و تلاش ۴۰ سالهٔ او در کار تحقیق پیرامون آثار و اندیشهٔ مولوی بود. رساله در احوال مولانا (۱۳۰۵) طلیعه‌ای از مطالعات فروزانفر در بارهٔ مولوی بود که طی چهل سال با تألیف مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، احادیث مثنوی، تصحیح دیوان کبیر (کلیات مولوی) و شرح مثنوی شریف ادامه یافت. همچنین رساله در شرح احوال عطار، تصحیح معارف بهاء ولد، معارف برهان‌الدین محقق و ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه را گام‌های جنبی او در راه شناخت افراد و آثار مؤثر بر تکوین شخصیت و آثار مولوی دانسته‌اند. فروزانفر در جستجوی یک مبنای علمی برای شرح مثنوی تصحیح انتقادی آثار خود مولانا و آنچه رادر بین منابع‏ الهام او شامل معارف بهاء ولد، معارف برهان‌الدین محقق و مقالات شمس تبریزی می‌شد در این زمینه بر هر کار دیگر مقدم شمرد. کتاب فیه مافیه را که مجموعهٔ گفتارهای مولانا در مجالس خاص بود تصحیح نمود و با تعلیقات جامع و بایسته نشر کرد. معارف برهان محقق را- هر چند ظاهراً بر مبنای یک نسخه خطی ناقص - با تعلیقات محققانه و بامقدمه و فهرست‌های دقیق طبع نمود، معارف بهاء ولد را، که خود مولانا فواید والدش می‌خواند در دو جزء جداگانه با تحقیقات عالمانه منتشر ساخت. مقالات شمس را هم ظاهراً از روی چند نسخهٔ عکسی که در اختیار داشت مقابله کرد اما مجال طبع و تصحیح نهایی آنها را نیافت.

عبدالحسین زرین کوب یکی از بزرگان ادب فارسی درباره فروزانفر گفته‌است:

«معلم و استادی دلسوز و صمیمی بود. درس او تنها تعلیم نبود، هم تهذیب بود و هم در حین حال تفریح. با این همه، توفیق او در کار معلمی در بین استادان ادب عصر به‌کلی بی‌سابقه بود... شعر را به سبک قدما محکم و متین می‌گفت، مخصوصاً به شیوهٔ ناصرخسرو و خاقانی علاقه داشت، و از این حیث یادآور ادیب پیشاوری بود... احوال و اسبابی که در حیات ادبی وی مؤثر افتاد، از وی بیشتر یک محقق و یک عالم ساخت... قلمرو تحقیق او ادبیات و تصوف بود، خاصه در دوران اسلامی قبل از صفویه...»

«فروزانفر نه فقط در زمینه مثنوی و مولانا، بلکه درتمام قلمرو فرهنگ اسلامی ایران محققی بی‌بدیل بود. هنوز با وجود مرور یک ربع قرن از غیبت او، هر چه امروز نزد ما در زمینهٔ عرفان و ادب جدی و درخور ارج است میراث اوست و آنچه از حوزهٔ تاثیر تعلیم بلاواسطه یا مع‌الواسطهٔ او خارج است، غالباً از عمق و لطف و تأمل خالی به نظر می‌رسد. حوزهٔ کنجکاویش وسیع و عرصهٔ استعدادش تقریباً نامحدود بود. در جوانی، مخصوصا در اوایل ورود به تهران در زمینهٔ شعر و شاعری هم طبع‌آزمایی کرده بود. پاره‌ای از اشعارش هم در همان ایام شهرت و قبول قابل ملاحظه‌ای یافته بود. اما او شاعری را پیشه نکرد... تدریجاً مثل اکثر کسانی که به عنوان عالم نامبردار می‌شوند، اشتغال به شاعری را دون شان‏ خویش می‌یافت. از این رو جز به‌ندرت و جز به الزام ضرورت شعر نگفت و از این که به شاعری منسوب شود تا حدی ابا داشت. مقاله‌نویسی را هم در آغاز کار با نقد بر حواشی قزوینی بر چهار مقاله آزمایش کرد، از آن نیز خیلی زود انصراف‏ یافت و جز به‌ندرت یا به‌ضرورت بدان کار نپرداخت.»


فهرست آثار منتشرشده

سخن و سخنوران، در دو جلد (۱۳۰۸-۱۳۱۲)
منتخبات ادبیات فارسی (۱۳۱۳)
رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلال‌الدین محمد مشهور به مولوی (۱۳۱۵)
تاریخ ادبیات ایران (۱۳۱۷)
فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان) (۱۳۱۹)
خلاصهٔ مثنوی، به انتخاب و انضمام تعلیقات (۱۳۲۱)
زندهٔ بیدار (حی بن یقظان) اثر ابن طفیل (تصحیح) (۱۳۳۴)
فیه مافیه از گفتار مولانا جلال‌الدین محمد مشهور به مولوی (تصحیح) (۱۳۳۰)
معارف سلطان‌العلمل بهاءالدین محمد بن حسین خطیبی بلخی مشهور به بهاء ولد (تصحیح) (۱۳۳۳-۱۳۳۸)
مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی (۱۳۳۳)
احادیث مثنوی (۱۳۳۴)
کلیات شمس یا دیوان کبیر (۱۳۳۶-۱۳۴۸)
معارف برهان‌الدین محقق ترمذی (تصحیح) (۱۳۳۹)
شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری (۱۳۳۹-۱۳۴۰)
مناقب اوحدالدین کرمانی (تصحیح) (۱۳۴۷)
ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه (تصحیح) (۱۳۴۵)
«شرح مثنوی شریف» در سه جلد (۱۳۴۶-۱۳۴۸)
مجموعهٔ مقالات بدیع‌الزمان فروزانفر، به کوشش عنایت‌الله مجیدی (۱۳۵۱)
مجموعهٔ اشعار فروزانفر (با مقدمهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)

پاسخ }
#16


عبدالحسین زرین‌کوب (۲۷ اسفند ۱۳۰۱ در بروجرد تا ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در تهران) ادیب، تاریخ‌نگار و منتقد ادبی برجسته در ایران معاصر است. آثار او به‌عنوان مرجع عمده در مطالعات تصوف و مولوی‌شناسی شناخته می‌شود.

عبدالحسین زرین‌کوب در سال ۱۳۰۱ هجری خورشیدی در بروجرد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دوره متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران رفت. این بار رشته ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستان‌های خرم‌آباد و بروجرد پرداخت. در این دوران درس‌های مختلف از تاریخ و جغرافیا وادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس می‌کرد. در همین دوره نخستین کتاب او به نام «فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری درایران» در بروجرد منتشر شد.

در سال ۱۳۲۴ پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷ با رتبه اول دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را به پایان رساند، و سال بعد وارد دوره دکتری رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید. درسال ۱۳۳۴ از رساله دکتری خود با عنوان (نقدالشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع‌الزمان فروزانفر تالیف شده بود با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرین‌کوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عده‌ای از فضلای عصر همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایره‌المعارف اسلام (طبع هلند)، دعوت شد.

از سال ۱۳۳۵ با رتبه دانشیاری کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌های ادبیات و الهیات شد. دکتر زرین‌کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک به تدریس پرداخت. وی از ۱۳۴۱ سال به بعد در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاههای ، آکسفورد، سوربن هند و پاکستان و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.

دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.

در مصاحبه‌ای که عطا آیتی دو سال قبل از مرگ زرین‌کوب با او داشت. زرین‌کوب در پاسخ به سوال"کدام یک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟"در جواب کتاب دو قرن سکوت را نام برد.

آثار:



دو قرن سکوت
تاریخ ایران بعد از اسلام
از کوچهٔ رندان
پله پله تا ملاقات خدا
بامداد اسلام
کارنامهٔ اسلام
ارزش میراث صوفیه
تاریخ تصوّف
سرّ نی
با کاروان حلّه
پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد
بحر در کوزه
در قلمرو وجدان
دفتر ایام
سیری در شعر فارسی
نقش بر آب
از چیزهای دیگر
نقد ادبی
روزگاران
فرار از مدرسه

....

پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#17


دکتر قمر آریان (۱ فروردین ۱۳۰۱ قوچان - ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ تهران)پژوهشگر و نویسنده ایرانی، از نخستین فارغ‌التحصیلان زن از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، از نخستین استادان دانشگاه زن در ایران و نیز از اعضای شورای عالی علمی مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی و همسر زنده‌یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب بود. او در ۹ دهه عمر خود در کنار خلق آثاری ماندگار، بسیاری از وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مثل شرکت در کنگره مستشرقین در هند، دیدار با نیما یوشیج و حضور در جلسه محاکمه دکتر مصدق نخست‌وزیر دولت ملی پس از کودتای ۲۸ مرداد را نیز از سر گذراند.

قمر آریان در سال ۱۳۰۱ در شهر قوچان به دنیا آمد. از آنجا که قوچان مدرسه دخترانه نداشت، زمانی که قمر آریان به سن مدرسه رسید، پدرش که از معتبرترین مردان شهر بود، تصمیم گرفت مدرسه‌ای دخترانه تاسیس کند و از یکی از زنان شهر که شناخته‌شده و باسواد بود، دعوت کرد تا مدیریت مدرسه را برعهده بگیرد.

قمر آریان تا ششم دبستان را در این مدرسه خواند و بعد سه کلاس اول دبیرستان را در طول یک سال با معلم سرخانه گذراند و برای امتحان کلاس نهم به همراه خواهرانش به مشهد فرستاده شد. سپس برای دو سال در دانش‌سرای مقدماتی دختران مشهد ماند و تدریس کرد و همزمان به تحصیل در کلاس ششم ادبی در همین دانش‌سرا مشغول شد.

اما امتحانات کلاس ششم ادبی و علمی در تهران برگزار می‌شد و پدر مجبور شد قمر آریان را به ‌شهر تهران بفرستد و از آن جایی که قمر آریان موفق شد تا در امتحانات سراسری مقام دوم کشوری را کسب کند، پدر اجازه داد تا همراه با برادرانش در تهران بماند و درس بخواند. آریان در سال ۱۳۲۷ توانست لیسانس خود را از دانشگاه تهران بگیرد. او ترجیح داد که همچنان در فضای آکادمی بماند و فوق‌لیسانس و دکترایش را نیز در همین دانشگاه بخواند تا سرانجام پس از ۱۰ سال، در سال ۱۳۳۷، با اخذ مدرک دکترای ادبیات فارغ‌التحصیل شد.

او در طول تحصیل از حضور استادانی چون بدیع‌الزمان فروزان‌فر، احمد بهمنیار، علی‌اصغر حکمت، جلال همایی، محمد معین، ذبیح‌الله صفا و حسین خطیبی بهره برد و به آموختن زبانهای باستانی پرداخت. علی‌اصغرخان حکمت استاد تاریخ ادیان بود و قمر آریان نیز در همین زمان شروع به خواندن انجیل کرده بود و نکاتی در آن یافته بود که به نظرش می‌رسید از دید جامعه دانشگاهی و فرهیخته ایران پنهان مانده است. کلاس‌های درس دکتر حکمت و انجیل‌خوانی‌ها سرانجام آریان را مصمم کرد تا رساله دکتر‌ایش را به مسیحیت اختصاص دهد. او می‌خواست طی تحقیقی جامع دریابد، اسامی و چهره‌های مسیحیت نظیر مسیح، مریم، ذوالنار و چلیپا چه جایگاهی در ادب فارسی دارند. به این ترتیب یکی از نخستین پژوهش‌های فارسی درباره مسیحیت با عنوان «چهره مسیحیت و تاثیر آن در ادبیات» شکل گرفت و بعدا با عنوان "چهره مسیح در ادب فارسی" در قالب کتاب به چاپ رسید و هنوز یکی از مهم‌ترین آثار فارسی زبان در باب ارتباط مسیحیت و ادب و فرهنگ فارسی است. او این فرصت را داشت که بتواند از منابع وسیعی استفاده کند. به گفته خودش، در آن سال‌ها دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در دفتر یونسکو کار می‌کرد و کتابخانه یونسکو از کتابخانه دانشگاه جامع‌تر بود و به این ترتیب منابع بسیاری درباره مسیحیت در اختیار آریان قرار گرفت. او رساله دکترای خود را با درجه بسیار خوب گذراند.

آریان هم چنین از نخستین فارغ‌التحصیلان زن از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، از نخستین استادان دانشگاه زن در ایران بود و سالها در دانشگاه ملی ( شهید بهشتی) تدریس کرد. یک دوره ریاست هنرستان هنرهای تجسمی را بر عهده داشت و شش سال در هنرستان عالی موسیقی تدریس داشت. یک سال در غیاب ایرج افشار سردبیر مجله راهنمای کتاب بود. قمر آریان در ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ در سن ۹۰ سالگی و پس از یک دوره بیماری طولانی در تهران دارفانی را وداع گفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

قمر آریان در سال‌های ورودش به دانشکده با عبدالحسین زرین‌کوب آشنا شد. او در گفت و گویی که در سال ۸۳ در روزنامه جام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آن‌ها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته بود تا آن که سرانجام عبدالحسین زرین‌کوب که سی ساله شده بود، از آریان خواستگاری کرد. به گفته خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش به خوبی با زرین‌کوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر می‌کرده که نویسنده آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد.

آریان و زرین‌کوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند. (زرین‌کوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکترا بود) و پس از فارغ‌التحصیلی، سال‌های سفرشان آغاز شد. قمر آریان سال‌های بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپای و عربی و لبنان گذراند.

ازدواج آریان و زرین‌کوب نظیر ازدواج سیمین دانشور و جلال آل احمد فرزندی به دنبال نداشت.

آریان پیش از آن که رساله دکتری‌اش را به شکل کتاب منتشر کند، اثر دیگری تالیف کرد. کتابی در صد صفحه که «کمال‌الدین بهزاد» نام داشت و جستاری بود در احوال و آثار کمال‌الدین بهزاد، استاد نگارگر ایرانی که در قرن دهم هجری در هرات زندگی می‌کرد و سبکش بسیار بر مکاتب هنری تبریز، بخارا، سمرقند و دهلی تاثیرگذار بود. توجه آریان به زندگی و آثار بهزاد معطوف به آن مقطع از زندگی بهزاد است که در دوران سلطنت شاهرخ می‌گذرد. شاهرخ چهل سال بر هرات حکم راند و تاثیر به سزایی در آبادانی این شهر پس از حمله چنگیز و تیمور داشت. کتاب خانم آریان را وزارت فرهنگ و هنر منتشر کرد.

از جمله دیگر آثار تالیفی قمر آریان باید به کتاب «زن در داستان‌های قرآن» اشاره کرد. این کتاب چندین ماه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتظار دریافت مجوز بود تا سرانجام در سال ۱۳۸۸ منتشر شد. آریان در گفت و گویی در سال ۸۴ گفته بود که ماه‌ها پس از مرگ دکتر زرین‌کوب، زمانی که به امور روزمره زندگی خود باز گشته بود، در میان دست‌نوشته‌های او، رساله‌ای را یافته بود که در انتهای آن دکتر زرین‌کوب نوشته بود: «قمر این خیلی خوب است، تمامش کن.» آریان در این کتاب تحقیقی مفصل بر نقش و صفات پسندیده و ناپسندیده زنان قصص قرآنی نظیر ساره، هاجر و مریم داشت. علاوه بر این و به دلیل ذوق ادبی‌اش، از سه متن معتبر مختلف ترجمه‌های قرانی به فارسی را برگزید تا به این ترتیب خواننده را با سبک‌های مختلف نثر فارسی و سیر تحول آن نیز آشنا سازد. مقدمه‌ای از احمد مهدوی دامغانی، ادیب و استاد علوم اسلامی، این کتاب را همراهی می‌کرد.

آریان به زبان فرانسه و انگلیسی تسلط داشت، با این همه بیشتر کارهایش را از انگلیسی ترجمه می‌کرد. او در دوران حیات خود ده‌ها جلد کتاب تالیف و ترجمه کرد که بسیاری از آن‌ها به واسطه سفرهای بسیاری که به همراه همسرش به کشورهای مختلف دنیا داشته میسر شده‌است. از آن جمله کتاب «شرق نزدیک در تاریخ، یک سرگذشت پنج‌هزار ساله» تألیف پروفسور فیلیپ خوری حتی است، کتابی که همزمان با حضور دکتر زرین‌کوب به عنوان استاد میهمان در دانشگاه یو. سی.ال.ای کالیفرنیا و دانشگاه پرینستون ترجمه شد. این کتاب که سرگذشت کشورهای شرق نزدیک از پنج هزار سال پیش تا قرن حاضر است، نخستین بار در سال ۱۳۵۰ توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب منتشر شد. همین طور کتاب «جهان اسلام» نوشته برتولد اشپولر آلمانی که تجربه امپراطوری‌های ایران و روم را روایت می‌کند. با آن که آریان این کتاب را منبع خوبی می‌دانست، اما معتقد بود که اگر کتاب «بامداد اسلام» به قلم عبدالحسین زرین‌کوب به انگلیسی یا آلمانی ترجمه می‌شد، غربی‌ها بی‌نیاز از خواندن آثاری نظیر کتاب اشپولر می‌شدند. خانم آریان بخش «دوران خلافت» این کتاب را در ۲۰۰ صفحه ترجمه و منتشر کرد. کارشناسان، بیشتر اهمیت کتاب «جهان اسلام» را معطوف به دوران استقرار اسلام در اسپانیا می دانند.

در فواصل تألیفات و ترجمه‌‏ها، مقالات ارزشمندی نوشت که هنوز پس از گذشت سالها به آن مقالات ارجاع داده می‏‌شود. مقالاتی مثل «ملاحظاتی در باب سبک عراقی در شعر فارسی»، «در باب سبک خراسانی در شعر فارسی»، «لغت‌نامه آئین مسیح در زبان فارسی»، «مقایسه میان داستانهای ایرانی و دانمارکی» (ترجمه مقاله‌ای از آرتور کریستین سن)، «ایران و سیاحتنامه‌ها»، «ویژگیها و منشأ پیدایش سبک مشهور به هندی در سیر تحول شعر فارسی» و «اسلام» (نقد کتاب برنارد لوئیس) و دهها ترجمه از آثار ادگار آلن پو، آرتور شنیتسلر و … آریان ده‌ها مقاله نیز برای مجلات مختلف نظیر یغما، سخن و مهرگان نوشت. او همچنین یک دوره یک ساله نیز سردبیری "راهنمای کتاب" را بر عهده داشت.

پاسخ }
#18
[عکس: 20130201081646_220px-_.jpg]

حسین مرتضائیان آبکنار (۱۳۴۵ - )، داستان‌نویس ایرانی و از اساتید دانشگاه هنر تهران است.
زندگی :

متولد ۵ اسفند ۱۳۴۵ در تهران. پس از به پایان بردن تحصیلاتش در رشتهٔ هنرهای نمایشی (گرایش طراحی صحنه) به فیلم‌نامه‌نویسی روی آورد.

در زمان جنگ ایران و عراق بین سال‌های ۱۳۶۵-۱۳۶۷ به سربازی رفت و حضورش در جبهه‌های جنگ «بر فضای داستان‌هایش تأثیر گذاشت.»[۱]

در ۱۳۶۹ در کارگاه داستان‌نویسی گلشیری شرکت کرد و در سال‌های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۹ مدیر داخلی ماهنامه کارنامه بود.[نیازمند منبع]

او هم اکنون به تدریس داستان‌نویسی در دانشگاه هنر تهران و همچنین تدریس آزاد داستان نویسی اشتغال دارد.

آثار:

داستان
۱۳۷۸ - مجموعه داستان «کنسرت تارهای ممنوعه»، نشر آگه.
۱۳۸۲ - «عطر فرانسوی»، نشر قصه.
۱۳۸۶ - رمان «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکد قربان»، نشر نی.
۱۳۸۷ - معرفی و بررسی آثار داستانی و نمایشی از 1250 تا 1300 شمسی، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی
فیلمنامه
کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره - همراه با بهمن قبادی و رکسانا صابری
ماندوو - همراه با ابراهیم سعیدی
جوایز :

۱۳۸۶ - دورهٔ هفتم جایزه هوشنگ گلشیری، بهترین رمان. برای رمان اول به‌خاطر رمان عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکد قربان.
۱۳۸۶ - بهترین رمان هشتمین دوره جایزه مهرگان ادب. برای رمان عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکد قربان.
۱۳۸۶ - رمان متفاوت سال - انجمن واو. برای رمان عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکد قربان.

(منبع:ویکی پدیا)
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود....


"گروس عبدالملکیان"
پاسخ }
#19
محمود دولت‌آبادی

[عکس: 20140114225733_200px-Mahmoud_Dowlatabadi.jpg]


زندگینامه :

۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در دولت‌آباد شهرستان سبزوار به دنیا آمد.

دولت‌آبادی مشاغل مختلفی را تجربه کرد. کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوه کشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... بعدها تمام مشاغلی که او در دوران نوجوانی و جوانی خود تجربه کرد، در آثارش نمود یافت.

دولت‌آبادی ابتدا راهی مشهد و آنگاه تهران شد و در این دوران باز هم مشاغل دیگری نظیر حروفچین چاپخانه، سلمانی کشتارگاه، رکلاماتور برنامه‌های تأتر، سوفلور کنترلچی سینما، ویزیتور روزنامه کیهان و... را بر عهده گرفت.


بازیگر :

در همین دوران دهه ۱۳۴۰ بود که دولت‌آبادی به صورت جدی با تئاتر آشنا شد و ۶ ماه نظری و ۶ ماه هم عملی درس تئاتر خواند. در این دوره شاگرد اول شد و پس از آن «شبهای سفید» اثر داستایوسکی را بازی کرد و بعد «قرعه برای مرگ» اثر واهه کاچا، بازی در نمایش «اینس مندو»، «تانیا»، «نگاهی از پل» اثر آرتور میلر و بعد از آن کار در اداره برنامه‌های تأتر بود. سپس به گروه هنر ملی پیوست دوره پرباری برای او آغاز شد.

بازی در نمایش «شهر طلایی» نوشته عباس جوانمرد، «قصه طلسم و حریر و ماهیگیر» نوشته علی حاتمی، «ضیافت و عروسکها» نوشته بهرام بیضایی، سه نمایشنامه پیوسته «مرگ در پاییز» نوشته اکبر رادی و «تامارزوها» نوشتهٔ نویسنده کرد نصرت نویدی و پس از آن بازی در نمایش «راشومون» که کارگردانی آن را بعدها خود به عهده گرفت. بعدها مشارکت در انجمن تأتر، بازی در نمایشنامه «حادثه درویشی» نوشته آرتور میلر با کارگردانی ناصر رحمانی نژاد، «چهره‌های سیمون ماشار» اثر برشت با کارگردانی مشترک محسن یلفانی و سعید سلطان پور.

در سال ۱۳۵۳ مهین اسکویی، کارگردان تأتر از او دعوت کرد که در نمایشنامه «در اعماق» اثر ماکسیم گورکی ایفای نقش کند.

از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ تأتر و داستان‌نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولت‌آبادی را تسخیر کرده بود. او در فیلم گاو هم نقش کوتاهی ایفا کرده‌است.


نویسنده :

او در همین سال تأتر را برای همیشه کنار گذاشت، اگر انتشار نمایشنامه ققنوس و یا فعالیت دولت آبادی را برای تشکیل سندیکای تأتر در یکی دو سال بعد از انقلاب مستثنا بدانیم. دولت‌آبادی، کار منظم داستان نویسی را با انتشار «ته شب» در سال ۱۳۴۱ آغاز می‌کند که در آثار او از همان نخستین اثر تا آخرین آنها سلوک خطوط تفکری کلی نگر و نشانه‌هایی مشخص وجود دارد، همچنین تسلط‌های رشک آمیز او در فضاسازی و دیالوگ نویسی از همان آغاز کار پیداست. مشخصه دیگر آثار او عشق به پدر یا خاطره پدری است، ارادت به صادق هدایت، همدلی او با هدایت به رغم تفاوت نگاهشان که به خوبی در رمان سلوک وجه روشنتری به خود می‌گیرد، از دیگر مشخصه‌های آثار دولت آبادی است. مشخصه دیگر آثار او ندای امیدواری در عین کلافگی است و نگاه تلخ او به زندگی که این امیدواری از تربیت و آموزش روستایی او ناشی می‌شود، که قناعت و صبوری ویژگی آن است و کاملاً با نگاه شهری صادق هدایت متفاوت است. مشخصه دیگری که در کارهای دولت‌آبادی بارز بود، این است که او به شرح بیرونی آدمها بیشتر رغبت نشان می‌دهد تا شرح درونی آنها، گاه به نظر می‌رسد که این آدمها درون ندارند، از بس که نویسنده به شرح بیرونی آنها پرداخته‌است، به قد و قامتشان به شکل و شمایلشان و خلق و خوی آنها بیش از آنکه نشان داده شود، به وصف در می‌آیند و از صافی ذهن و زبان راوی نویسنده عبور می‌کنند، تا ماجرا سرانجام پس از آن آغاز شود. تم اصلی داستان‌های او بر دو مدار در حرکت است: روستا و شهر.


آثار :

پس از «ته‌شب»، دولت‌آبادی «ادبار» را به همراه داستان‌های «بند»، «پای گلدسته امامزاده»، «هجرت سلیمان» و «سایه‌های خسته»، در مجموعه «لایه‌های بیابانی» در سال ۱۳۴۷ منتشر کرد.

داستان بعدی او «هجرت سلیمان» و «سایه‌های خسته»، است که از نظر ساختار با آثاری که تا به آن روز منتشر کرده بسیار متفاوت است. در این اثر، دخالت نویسنده بسیار ناچیز است، دیالوگ و عمل داستانی ماجرا را به پیش می‌برد که نقش تأثر در آن غیر قابل انکار است. اثر بعدی دولت‌آبادی «بیابانی» است که نقطه عصیان آثار دولت‌آبادی نیز به شمار می‌رود، داستان دیگری از ناکارآمدی ساخت و ساز نوین اجتماعی.

پس از آن، دولت‌آبادی اولین رمانش را تحت عنوان «سفر» به چاپ رساند. این رمان از طرح داستان محکمی برخوردار نبود. «سفر» داستان یک گره، یک بن‌بست است، داستان با یک بحران آغاز می‌شود؛ از بی‌کار شدن مختار و طلیعه دنیای جدید و ورود ماشین که این گرفتاری‌ها را آغاز کرده‌است. پس از آن دولت‌آبادی رمان «اوسنه بابا سبحان» را منتشر کرد که از ساخت خوبی برخوردار است. رمان با بابا سبحان آغاز می‌شود و بعد عروسش شوکت و آن‌گاه پسرها صالح و مصیب و دیگر شخصیت‌ها، در شبکه‌ای منطقی از روابط اجتماعی روستا و تعاملی معقول و ناگزیر، یکی‌یکی پا به صحنه داستان می‌گذارند.

رمان بعدی دولت‌آبادی «باشبیرو» است که این اثر با آثار قبلی دولت‌آبادی تفاوت فاحشی دارد.

دولت‌آبادی داستان‌هایی دارد که پرده داستان به روی یک زن باز می‌شود. «جای خالی سلوچ» و «کلیدر» (و نیز «باشبیرو») از آن جمله‌است. پس از آن «گاواره‌بان» را می‌نویسد که رمانی کوتاه‌تر از «باشبیرو» و نه به خوبی «اوسنه بابا سبحان» است، «گاواره‌بان» نیز چون همیشه با یک بحران آغاز می‌شود.

داستان بعدی دولت‌آبادی، «مرد» است که در سال ۵۱ نوشته می‌شود ولی در سال ۵۳ به دست مخاطبان می‌رسد. داستان کوتاه نسبتاً بلندی راجع به مرد شدن یک پسر نوجوان، این نوشته مثل بقیه آثار دولت‌آبادی داستان فقر است اما داستان نکبت نیست و این درست در جهت عکس نوشته‌های نویسنده‌ای مثل چوبک است که در آن‌ها می‌توان بوی چرک و کثافت را فهمید، ولی تفاوت دولت‌آبادی با چوبک در این است که وقتی دولت‌آبادی از مردم عادی یا فرودست جامعه صحبت می‌کند نگاه او نگاهی آرمانی و حتی حماسی است. اثر بعدی او «عقیل عقیل» است. این اثر دیگر با بحران شروع نمی‌شود بلکه داستان با فاجعه آغاز می‌شود؛ زلزله! در مرکز فاجعه عقیل قرار دارد که همه کس‌اش مرده‌اند جز دخترش شهربانو، که با او به صحرا رفته بوده‌است و جز پسرش تیمور که در گناباد به سربازی رفته‌است. در «عقیل عقیل» این پدر است که پسر را گم کرده‌است اما در واقع تیمور تنها پسر عقیل نیست که همه کس و کار اوست؛ پس باز هم عقیل پدر گم کرده‌ای بیش نیست.

پس از آن «از خم چنبر» را منتشر می‌کند که بسیاری معتقدند موضوع یا ماجرا در این داستان اهمیت ندارد. اثر دیگری که از دولت‌آبادی منتشر می‌شود «دیدار بلوچ» سفرنامه کوتاهی است که شرح سفری است که دولت‌آبادی به زاهدان و آن حدود داشته‌است. سفرنامه از مشاهدات وی از زاهدان آغاز شده و بعد همراه راوی به میرجاوه و زابل هم سری می‌زنیم. در این اثر برخی افکار و روحیاتی که دولت‌آبادی در جابه‌جای آثارش به عنوان تفکری محوری در داستان‌هایش بروز داده‌است، در این اثر نمودی آشکار و مستقیم پیدا می‌کند. اثر بعدی او «جای خالی سلوچ» است. این داستان با غیبت سلوچ با جای خالی او آغاز می‌شود، پدر نقطه اتکا و اطمینان خانواده ناگهان نیست شده یا از بین رفته‌است.

کلیدر :

اثر بعدی دولت‌آبادی کلیدر است، رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، رمانی حماسی از شجاعت و مردانگی، که خود دولت‌آبادی بارها گفته‌است «دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کاملتر از کلیدر بکنم. کلیدر از جهت کمی و کیفی، کاملترین کاری است که من تصور می‌کرده‌ام که بتوانم و شاید بشود گفت. در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است.»

با توجه به حجم بالای این کتاب که بالغ بر سه هزار صفحه‌است اما متن آن طوری توسط دولت آبادی به نگارش در آمده که از شدت جذابیت و گیرایی خواننده متوجه تورق نمی‌شود. شخصیت اول این رمان شخصی به نام «گل محمد» است. داستان کلیدر پیرامون زندگی گل محمد است.
کلیدر، یک رمان عظیم روستایی است در ۱۰ جلد و بالغ بر ۳ هزار صفحه که او بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده‌است و حجیمترین رمان فارسی به شمار می‌رود؛ البته گمان نمی‌رود که دوباره چنین حادثه‌هایی تکرار شود، با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شده‌اند.
دولت‌آبادی، در ادامه جلد دوم مردم سالخورده را می‌نویسد که زندگی همه آدمهایی است که چون راوی دردمند این اثر زخمها را از این زمانه بیرحم بر جان خود احساس می‌کند؛ فقر، فقر، فقر.

اثر بعدی او سلوک است که جنجالهای بسیاری را به پا کرد.


جوایز :

برنده لوح زرین بیست سال داستان نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری، سال ۱۳۷۶.
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دورهٔ جایزه ادبی یلدا (به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان)، سال ۱۳۸۲.
نامزد دریافت جایزه مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور، سال 2011.



فعالیت سیاسی :

وی در صحنه سیاسی کشور هم فعال است و دارای گرایش‌های اصلاح طلبانه است. دولت آبادی از جمله افراد شرکت کننده در کنفرانس برلین بوده. وی در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت.



کتاب‌شناسی

مجموعه داستان :

لایه‌های بیابانی - (۱۳۴۷)
کارنامه سپنج (مجموعه داستان و نمایشنامه)


رمان :

سفر - (۱۳۵۱)
آوسنه بابا سبحان (داستان بلند)
گاواره‌بان - (۱۳۵۰)
جای خالی سلوچ
عقیل، عقیل - (۱۳۵۳)
از خم چنبر - (۱۳۵۶)
کلیدر
روزگار سپری شده مردم سالخورده
اتوبوس
سلوک
آن مادیان سرخ یال
طریق بسمل شدن
زوالِ کلنل (نوشته‌شده در سال‌های ابتدایی دهه ۱۹۸۰ میلادی)


نمایشنامه :

تنگنا
باشبیرو - (۱۳۵۲)
ققنوس



مجموعه مقاله :

ناگریزی و گزینش هنرمند
موقعیت کلی هنر و ادبیات کنونی



سفرنامه :

دیدار بلوچ



گفت و گو:

ما نیز مردمی هستیم


سایر آثار :

هجرت سلیمان
مرد
آهوی بخت من گزل (داستان)
روز و شب یوسف
آن مادیان سرخ‌یال
ته شب (داستان)
رد، گفت و گزار سپنج
نون نوشتن
م و آن ِ دیگران
[عکس: 20170426093538_421917649_63529-.jpg]
پاسخ }
#20

گلی ترقی،
(۱۳۱۸ ) نویسندهٔ ایرانی ساکن فرانسه است.
[عکس: 20140115230833_76776.jpg]

از داستان‌های قابل تامل او می‌توان به بزرگ بانوی روح من، اتوبوس شمیران، و خانه‌ای در آسمان اشاره کرد.


زندگی :

گلی ترقی در ۱۷ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. پدرش لطف‌الله ترقی مدیر مجلهٔ ترقی بود. در خیابان خوشبختی به‌دنیا آمد و در شمیران به مدرسه و سپس دبیرستان انوشیروان دادگر رفت. در ۱۹۵۴ پس از به پایان رساندن سیکل اول دبیرستان به آمریکا رفت. ۶ سال در آمریکا زندگی کرد و در رشتهٔ فلسفه فارغ‌التحصیل شد و از آن‌جا که زندگی در آمریکا را دوست نداشت به ایران بازگشت. پس از بازگشت و به داستان‌نویسی روی آورد. او ۹ سال در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس در رشته شناخت اساطیر و نمادهای آغازین پرداخت، سپس به فرانسه رفت. هنگامی که در ایران بود با هژیر داریوش، سینماگر و منتقد ازدواج کرد و دارای ۲ فرزند شدند و سپس از یکدیگر جدا شدند.

اولین مجموعه داستان‌اش به نام من هم چه‌گوارا هستم در ۱۳۴۸ توسط انتشارات مروارید منتشر شد. پس از انقلاب به فرانسه رفت در آنجا هم به نوشتن ادامه داد یکی از داستان‌های‌اش به نام بزرگ‌بانوی روح من به فرانسه ترجمه شد. در ۱۹۸۵ این داستان به عنوان بهترین قصهٔ سال در فرانسه برگزیده شد.

در نخستین داستان‌های گلی ترقی شخصیت آدم‌ها بیمارگونه، ناامید، ناتوان و تنها و منزوی هستند که از همه چیز بیم دارند، سرخورده‌اند و رابطه‌ای با اجتماع ندارند، چرا که اغلب مردم جامعه را نادان و سطحی می‌بینند. ترقی پس از سال ۱۳۵۷ داستان‌های تامل برانگیزی مانند «بزرگ بانوی روح من»، «اتوبوس شمیران»، و «خانه‌ای در آسمان» نوشته‌است که نمونه‌های برجسته ادبیات داستانی معاصر ایران هستند.


کتاب‌شناسی :

مجموعه داستان‌ها

1348 - من هم چه‌گوارا هستم، انتشارات مروارید.
۱۳۷۳ - خاطره‌های پراکنده، انتشارات باغ آیینه.
عادت‌های غریب آقای الف (در ایران منتشر نشده‌است)
۱۳۷۹ - جایی دیگر، انتشارات نیلوفر.


رمان‌ها

۱354 - خواب زمستانی، انتشارات آگاه.


داستان منظوم

۱۳۷۸ - دریا پری، کاکل‌زری، انتشارات فرزان.


فیلم‌نامه :

فیلم‌نامه فیلم کوتاه «بیتا»
فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی که در ۱۳۷۶ ساخته شد اقتباسی از داستان درخت گلابی گلی ترقی است.


تک داستان‌های برگزیده :
۱۹۸۵، ترجمهٔ فرانسوی داستان بزرگ‌بانوی روح من به عنوان به‌ترین داستان سال فرانسه برگزیده شد.
۱۳۸۰، توسط داوران دورهٔ اول جایزه هوشنگ گلشیری انار بانو و پسرهایش، بزرگ بانوی روح منو درخت گلابی، از مجموعهُ جایی دیگر به عنوان داستان برگزیده انتخاب شدند.
۱۳۸۲، توسط داوران دورهٔ سوم جایزه هوشنگ گلشیری داستان‌های آن سوی دیوار و گل‌های شیراز از مجموعهٔ دو دنیا به عنوان داستان برگزیده انتخاب شدند.
[عکس: 20170426093538_421917649_63529-.jpg]
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  معرفي نويسندگان خارجی صنم 11 1,846 ۰۲-۱۱-۱۳۹۲, ۰۳:۱۶ ق.ظ
آخرین ارسال: ایران دخت