خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 26 رأی - میانگین امتیازات: 2.88
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مـرگ قـدافی و پـایان یک دیکتـاتوری 42 سـاله

مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23859


محل سکونت : Persia
ارسال: #1
مـرگ قـدافی و پـایان یک دیکتـاتوری 42 سـاله
سرهنگ قذافی، دیکتاتور لیبی که بیش از چهار دهه با پنجه آهنین بر ملت لیبی حکومت کرد، سرانجام روز پنجشنبه 28 مهر 1390 در مخفیگاه خود در شهر سرت توسط انقلابیون لیبی دستگیر و به هلاکت رسید.
زمانیکه شهر سرت با پیشروی نیروهای شورای نظامی لیبی سقوط کرد قذافی در حفره‌ زیر پلی بین شهری در شهر سرت پنهان شده بود.
قذافی در آنجا زنده دستگیر شد اما در مسیر انتقال به مصراته با تیراندازی انقلابیون خشمگین و به ضرب 2 گلوله کشته شد.
نیروهای انقلابی لیبی پس از گذشت 9 ماه از آغاز قیام مردمی این کشور (27 بهمن تاکنون) با کشتن دیکتاتور انتقام 4 دهه خشونت و سرکوب را گرفتند.
این امیدواری وجود دارد که با پایان دیکتاتوری سیاه قذافی در لیبی و ورود این کشور به مرحله نوینی از حیات سیاسی خود، راه برای اعمال حاکمیت ملی توسط مردم این کشور هموار شود.


• روز شمار سقوط دیکتاتوری"سرهنگ قذافی"

معمر قذافی در ۷ ژوئن سال ۱۹۴۲ میلادی، در روستایی به نام جهنم در نزدیکی شعیب الکراعیه در حوالی سرت به دنیا آمد؛ خانواده او به یک قبیلهٔ کوچک از بربرهای عرب شده به ‌نام قذاذفه تعلق داشت که از طریق چوپانی در بیابان هون امرار معاش می‌کردند و او در سنت و ساختاری قبیله ای به جوانی رسید؛
متأثر از جمال عبدالناصر به سال1969 کودتا کرد و با برانداختن حکومت ملک ادریس دولتی توتالیتر برپا کرد؛ 42 سال با کیش شخصیت بر کشور لیبی حکم راند؛ و دیروز خبرگزاری ها از پایکوبی لیبیایی ها در مرگش، خبر و عکس و فیلم منتشر کردند. روز شمار سقوط دیکتاتور از رنج انقلابیون برای سرنگونی کسی حکایت دارد که یکی از طولانی ترین دیکتاتوری ها قرن بیستم را تاسیس کرد. نبرد برای سرنگونی معمر قذافی نسبتا طولانی بود، نبردی که از اوایل سال جاری میلادی آغاز و در اواخر آن به پایان رسید. روز شمار سقوط حکومت 42 ساله قذافی، این نبرد نسبتا طولانی را به تصویر می کشد:

15 فوریه ۲۰۱۱: موج اعتراضات مردمی از تونس و مصر به لیبی سرایت می‌کند. درگیری‌ میان مخالفان و هوادارن قذافی در بنغازی زخمی‌های زیادی برجای می‌گذارد. این درگیری‌ها نبردهای خونین را به دنبال دارد.

۲۵ فوریه: نیروهای دولتی از بنغازی رانده می‌شوند. این شهر به پایگاه اصلی مخافان تبدیل می‌شود. آمریکا لیبی را تحریم می‌کند.

۲۷ فوریه: بخشی از مخالفان "شورای ملی موقت" را در بنغازی تشکیل می‌دهند. تا این تاریخ هزاران نفر کشته یا زخمی شده‌اند. نبردها ادامه می‌یابد.

۲ مارس: جنگنده‌های قذافی مواضع مخالفان را در شرق کشور بمباران می‌کنند. شورای ملی لیبی خواستار ایجاد حریم "ممنوعیت پرواز" می‌شود.

۱۷ مارس: شورای امنیت سازمان ملل متحد ایجاد حریم "ممنوعیت پرواز" را تصویب می‌کند. آلمان رای ممتنع می‌دهد. قذافی تهدید به راه‌انداختن حمام خون می‌کند.

۱۸ مارس: رژیم قذافی پیشنهاد آتش‌بس می‌دهد، اما انقلابیون می‌گویند که سرکوب از سوی رژیم ادامه دارد.

۱۹ مارس: حریم "ممنوعیت پرواز" با توسل به زور با رأی مثبت شورای امنیت سازمان ملل برقرار می‌شود. جنگنده‌های متحدین کشورهای غربی، به رهبری نظامی ناتو، بر فراز بنغازی به پرواز در می‌آیند.

۲۱ اوت: قذافی هواداران خود را به "جنگ تا آخرین قطره خون" فرا می‌خواند. بعد از درگیری‌های مسلحانه شدید در طرابلس، صدها نفر در میدان سبز سقوط دیکتاتور را جشن می‌گیرند. قذافی پنهان می‌شود.

۲۴ اوت: درگیری‌های مسلحانه در طرابلس و مناطق دیگر ادامه می‌یابد. دولت موقت اعلام می‌کند، ظرف ۸ ماه پس از سقوط قذافی انتخابات آزاد در لیبی برگزار خواهد شد.

۲۵ اوت: نخستین وزیران دولت موقت در میان استقبال مردم وارد طرابلس می‌شوند. یک واحد ویژه ارتش بریتانیا در جست‌وجوی قذافی و پسران او است.

۲۹ اوت: سوفیا همسر، هانیبال و محمد پسران و عایشه دختر قذافی به الجزایر می‌گریزند.

۸ سپتامبر: قذافی خبرهای مربوط به فرار خویش به نیجر را تکذیب می‌کند. اما خبر می‌رسد که کاروان خودروهای حامل نمایندگان بلندپایه رژیم از مرز گذشته‌اند.

۱۲ سپتامبر: السعدی، یکی دیگر از پسران قذافی نیز به نیجر می‌گریزد.

۱۳ سپتامبر: مصطفی عبدالجلیل رئیس شورای ملی انتقالی در برابر هواداران این شورا در طرابلس می‌گوید که در لیبی باید یک حکومت اسلامی معتدل قانونمدار با الگوی ترکیه ایجاد شود.

۱۵ سپتامبر: نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه و دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا به عنوان نخستین سیاستمداران غربی وارد طرابلس می‌شوند. این دو، مهم‌ترین مدافع و محرک دخالت نظامی ناتو در لیبی بوده‌اند.

۱۶ سپتامبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد عضویت مخالفان قذافی را در این سازمان تضمین می‌کند. همزمان، انفلابیون حمله به آخرین پایگاه دیکتاتور پیشین را آغاز می‌کنند.

۲۲ سپتامبر: نیروهای شورای ملی انتقالی با تصرف تعداد زیادی از واحه‌ها، راه‌های فرار قذافی را از میان صحرا به کشورهای همسایه آفریقایی می‌بندند.

۲۸ سپتامبر: گقته می‌شود که قذافی در یک منطقه مرزی میان لیبی، الجزایر و تونس دیده شده است. او در پیامی که از تلویزیون الرای سوریه پخش می‌شود اعلام می‌کند که ترجیح می‌دهد در کشور خودش شهید شود.

۱۷ اکتبر: شبه‌نظامیان شورای موقت ملی شهر بنی ولید را تصرف‌می‌کنند. به این ترتیب تنها بخشی از شهر سرت، زادگاه قذافی، در کنترل وفاداران او باقی می‌ماند.

۲۰ اکتبر: پس از آخرین درگیری‌های مسلحانه، بخشی از وفاداران دیکتاتور لیبی از سرت می‌گریزند و گروهی از آن‌ها دستگیر می‌شوند و خبر می‌رسد که معمر قذافی کشته شده است.



قذافی را از این سوراخ بیرون کشیدند. حفره‌ زیر پلی بین شهری در شهر سرت.
[تصویر:  20111022154206_gadhafi_32.jpg]
[تصویر:  20111022154245_gadhafi_34.jpg]
[تصویر:  20111022154302_gadhafi_35.jpg]
[تصویر:  20111022154439_gadhafi_38.jpg]
[تصویر:  20111022154514_gadhafi_39.jpg]


اسلحه کمری طلایی قذافی که پس از دستگیری، در اختیار انقلابیون قرار گرفت.

[تصویر:  20111022154357_gadhafi_37.jpg]
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۳۰-۷-۱۳۹۰, ۰۳:۱۵ عصر
یافتن سپاس نقل قول
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23859


محل سکونت : Persia
ارسال: #2
RE: مـرگ قـدافی و پـایان یک دیکتـاتوری 42 سـاله
• اما معمر قذافی که بود و چه کرد ؟

معمر قذافی در سپتامبر سال ۱۹۶۹ در پی یک کودتای نظامی و با سرنگونی حکومت ملک ادریس، شاه لیبی، به قدرت رسید.
قذافی در آن زمان یک افسر ۲۷ ساله و تحت تاثیر افکار جمال عبدالناصر، رییس جمهور کشور همسایه مصر، قرار داشت.

او در طی نزدیک به ۴۱ سال در قدرت یک نظام سیاسی جدیدی را در لیبی بنا نهاد. سرهنگ قذافی در سال ۱۹۴۶ در شهر سرت به دنیا آمد. خانواده او از یک عشیره بادیه نشین بودند و او اغلب به ریشه های ساده و قبیله ای خود استناد می کرد و حتی از میهمانان رسمی حکومت لیبی در چادر خود استقبال می کرد و در سفرهای خارجی نیز چادرش را در کشور میزبان بر می افراشت.

او مشروعیت خود را ابتدا بر اساس اجرای سیاستی ضد استعماری بنا نهاد و فلسفه سیاسی خود را بر اساس حکومت توده ای در کتابی کوچک موسوم به کتاب سبز تشریح و منتشر کرد.

در لیبی قذافی، حاکمیت ظاهرا توسط خود مردم و از طریق شوراهای انقلابی محلی اعمال می شد ولی در عمل تمام تصمیمات اساسی توسط او گرفته می شد و ثروت کشور نیز در دست او بود.
قذافی در واقع، با پرورش دادن یک کیش شخصیت کنترل خود را بر یک "حکومت پلیسی" افزایش می داد و در دهه ۱۹۸۰ میلادی حتی صنعت و تجارت بخش خصوصی را هدف قرار داده و سیاست کتاب سوزی را نسبت به کتابهای "منحرف" در پیش گرفت.

مخالفان قذافی از فساد و نابود شدن ثروت ملی به دست حکومت او شکایت داشتند. جمعیت لیبی تنها شش میلیون نفر است و درآمد نفتی آن در سال گذشته میلادی ۳۲ میلیارد دلار بود.
با این حال نرخ بیکاری ۳۰ درصد یا بیشتر است و به دلیل توسعه نیافتگی بخش خصوصی، تولید مشاغل در خارج از بخش دولتی به سختی میسر است.
با این حال باید اذعان داشت که تحصیلات در لیبی آزاد و مجانی بوده است، خدمات بهداشتی گسترده ای وجود داشته و مسکن و حمل و نقل به دلیل وجود سوبسیدهای دولتی ارزان بود.

قذافی در سال ۲۰۰۳ (هشت سال پیش) گفت برنامه های تولید سلاح های کشتار جمعی را تعطیل می کند و در پی آن روابط او با کشورهای غربی بهبود یافت و پای شرکت‌های نفتی غربی باری دیگر به لیبی باز شد. در سال های اخیر باز توجه غرب به منابع غنی انرژی لیبی و امکان انعقاد قراردادهای سودآور برای توسعه آن کشور جلب شد.
اما قیامی که به سرنگونی قذافی انجامید از شهر بنغازی در شرق لیبی شروع شد. مردم بنغازی می گویند قذافی به دلیل عدم اعتماد به اهالی شهر، به توسعه خدمات شهری و اجتماعی در بنغازی توجهی نداشت.
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۳۰-۷-۱۳۹۰, ۰۳:۱۶ عصر
یافتن سپاس نقل قول
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23859


محل سکونت : Persia
ارسال: #3
RE: مـرگ قـدافی و پـایان یک دیکتـاتوری 42 سـاله
اما قاتل دیکتاتور لیبی که بود ؟

قاتل قذافی یک جوان ۲۲ ساله است


به گزارش خبرنگار فارس در لیبی؛ سند الصادق العریبی درباره چگونگی کشتن قذافی گفت: گردان مصراته‌ که‌ تعداد آنها بسیار زیادتر بود، می خواستند قذافی را به‌ مصراته‌ ببرند، من گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید با من به‌ بنغازی بیایید، اما آنها قبول نکردند من هم از شدت خشم کلت کمری خودم را بیرون آوردم و او را کشتم.
سند الصادق العریبی جوانی بود که به سمت قذافی شلیک و او را کشته است. او هم اینک لباسها و انگشترهای قذافی را بعنوان سند کشتن دیکتاتور لیبی در اختیار دارد که ثابت می کند قاتل قذافی اوست.


- خودت را به‌ طور کامل معرفی کن؟

سند الصادق العریبی، متولد ۱۹۸۹ در شهر بنغازی و در محله‌ "حی الماجوری"؛ هم اکنون نیز ساکن این شهر هستم.
تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم، بعد از آن به‌ خاطر کهولت سن پدرم و فقیری خانواده‌ مجبور به‌ کار شدم و مدرسه‌ را ترک کردم.


- از چه زمانی به‌ حرکت انقلابی مردم لیبی پیوستی و انگیزه‌ات از آن چه بود؟

من در شهر بنغازی زندگی میکنم و خودتان می دانید اولین جرقه‌ انقلاب از این شهر زده شد.
به‌ همین دلیل من هم به‌ خاطر نفرت بیش از حدی که‌ از قذافی و خاندانش داشتم در همان روزهای اول به‌ عنوان یک جوان انقلابی اسلحه بر دوش گرفته‌ و با قذافی مبارزه‌ کردم.


- دلیل نفرتت از قذافی و خاندانش چه بود؟

شما باید لیبیایی باشید تا دلیل این نفرت را درک کنید، او ۴۲ سال است بر این مملکت حکم می کند و بدترین فشارهای سیاسی و دینی را به‌ مردم وارد کرده‌ است.
لیبیایی ها در زمان حکومت وی مضحکه‌ مردم جهان شده‌ بودند. زیرا وی دیوانه‌ بود و آبروی ملت را با کارها و حرفهای نسنجیده‌ خود برده‌ بود. او یک دیکتاتور به‌ تمام معنا که‌ در این ۴۲ سال، هزاران نفر از شهروندان خودش را قتل و عام کرد.


- خوب این دلیل نفرت از خود قذافی بود، شما گفتی که‌ از خاندانش هم نفرت داری، چرا؟

خاندان قذافی و پسران وی بدتر از خود قذافی بودند، آنها از هر کس که‌ خوششان نمی آمد وی را می کشتند میلیونها دلار از پول این ملت بدبخت و بیچاره‌ را صرف عیاشی های خود در کاباره‌های اروپا کردند.
سیف الاسلام برای یک شب خوانند‌گی در یکی از جزائر سوئیس، به‌ یک خواننده‌ آمریکایی ۵ میلیون دلار داده‌ بود. آیا چنین افرادی شایسته‌ نفرت نیستند؟


- در لیبی اکنون شما را به‌ عنوان قهرمان می بینند، چرا؟

چون من قذافی را کشتم.


- می توانید شرح کامل ماجرا را برای ما بازگو کنید؟

شهر سرت‌ سقوط کرده‌ بود.
من جزو گردان بن غازی بودم. به‌ همراه‌ چند دوست خودم از گردان جدا شده‌ و گفتم با هم برویم تا هواداران قذافی در خانه‌های سرت پیدا کنیم. چیزی در شهر پیدا نکردیم و من به‌ دوستانم گفتم به‌ سمت محله‌ “الخضرا” برویم.
وقتی‌ به‌ آنجا رفتم قذافی را دیدم. او را از پشت سر موهای ژولیده‌ اش را شناختم که‌ همراه‌ چند نفر در حال فرار بود.
من فورا به‌ سمت وی دویدم. همراهان معمر تا دوستان من را دیدند فرار کردند و قذافی را تنها گذاشتند.
من موهای قذافی را از پشت کشیدم و سیلی محکمی به‌ صورتش زدم.


- او به تو چه گفت؟

قذافی گفت تو پسر من هستی. من سیلی دیگری به‌ صورتش زدم. باز هم معمر گفت من مثل پدر تو هستم چرا مرا می زنی.
من در آن لحظه‌ باور نکردنی آنقدر دستپاچه شده‌ بودم که‌ اصلا نمی توانستم حرف بزنم.
برای همین وی را به‌ روی زمین خواباندم و‌ دست های وی را بستم و به‌ داخل ماشین بردم، می خواستم او را به‌ شهر بنغازی ببرم.


- یعنی شما قذافی را زنده‌ دستگیر کردید؟

بله زنده‌ بود.


- شما قبل از دستگیری به‌ وی شلیک کردی؟

خیر، اصلا من تنها چند تیر هوایی شلیک کردم و بعد همانطور که‌ گفتم از پشت سر موهایش را گرفتم.


- خوب بعد از اینکه‌ وی را زنده‌ سوار ماشین کردید چه شد؟

من و دوستانم می‌خواستیم او را به‌ شهر خودمان ببریم، قذافی روی کاپوت ماشین ما بود اما دوستانم فریاد می زدند که‌ قذافی را دستگیر کردیم، قذافی را دستگیر کردیم.
به‌ همین دلیل همه‌ متوجه‌ شدند که‌ ماشین ما حامل قذافی است، دیگر گردان های انقلابیون ماشین ما را متوقف کردند و قذافی را پائین آوردند و کتک زدند.
در آن لحظه‌ هر کسی سعی داشت قذافی را به‌ شهر خودش ببرد، من به‌ آنها گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید او را به‌ بنغازی ببرم اما گردانهای دیگر قبول نکردند.
تا در پایان گردان مصراته‌ که‌ تعداد آنها بسیار زیادتر بود، می خواستند قذافی را به‌ مصراته‌ ببرند، من گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید با من به‌ بنغازی بیایید، اما آنها قبول نکردند من هم از شدت خشم کلت کمری خودم را بیرون آوردم و او را کشتم.


- چطور او را کشتید؟

با کلت خودم، دو گلوله‌ به‌ شکم و سینه‌اش زدم و گفتم یا همینجا می میرد یا با من به‌ بنغازی می آید.


- همان لحظه‌ جان داد؟

نه، بعد او را وارد آمبولانس کردیم، اما در راه‌ بیمارستان جان داد.


- در عکس ها دیدیم که‌ قذافی در داخل یک حفره‌ پنهان شده‌ و در آنجا کشته‌ شده‌؟

خیر این درست نیست، قذافی در داخل آن حفره‌ نبود، ولی قبلا از آن حفره‌ برای پناه‌ دادن به‌ خودش استفاده‌ کرده‌ بود، هر چند آن منطقه‌ای که‌ من قذافی را دستگیر کردم تنها چند متر با این حفره‌ فاصله‌ داشت اما وی داخل حفره‌ نبود.


- قذافی چه‌ لباسی بر تن و چه چیزی همراه‌ داشت؟

وقتی که‌ وی را دستگیر کردم یک لباس نظامی رنگ کاکائویی بر تن داشت و یک کلت طلایی هم با خودش داشت که‌ بعدا گردان مصراته‌ این کلت را با خودش برد.
همچنین ۲ انگشتر طلایی که‌ اسم همسر خودش روی آنها حک شده‌ بود. هم اکنون من لباس های قذافی و این انگشتر ها را همراه‌ خود دارم و انشاالله چند روز دیگر آن را به‌ موزه‌ طرابلس تحویل خواهم داد.


- فکر می کردی روزی قذافی به‌ دست تو کشته‌ شود؟

من ایمان داشتم که‌ قذافی کشته‌ می شود و ما پیروز می شویم، اما خیر هرگز فکر نمی کردم من بتوانم قذافی را بکشم.


- اگر به جای کشتن قذافی او محاکمه می شد بهتر نبود؟

محاکمه وی از برخی جهات بهتر بود اما در هر صورت من او را کشتم، شاید این طور به‌ نفع مردم لیبی باشد.


- چرا فکر می کنی کشتن قذافی به‌ نفع مردم لیبی است؟

چون اگر دستگیر و زندانی می شد هنوز هواداران وی به‌ امید آزادی قذافی با ما می‌جنگیدند و کشور را نا امن می کردند، اما الان که‌ وی کشته‌ شده‌، دیگر امیدی برای آنها باقی نمانده‌ است.


- برخی می گویند این خواست غربی ها بود که او کشته شود و به جلسه محاکمه کشیده نشود نظرت چیست؟

نمی دانم این خواست آنها بود یا نه‌ اما من کاملا وی را اتفاقی کشتم، همانطور که‌ گفتم می خواستم او را به‌ بنغازی ببرم چون جلوی من را گرفتند من هم همانجا او را کشتم.


- اگر دوباره قذافی را ببینی باز او را می کشی؟

صد در صد اما شاید این بار تنها یک گلوله‌ حرامش کنیم. تنها یک گلوله‌؛ آن هم به‌ فرق سرش.


- وقتی به او شلیک کردی چه چیزی در خاطرت از کارهای قذافی بود؟

همه‌ آن ظلم و ستم قذافی در مدت این ۴۲ سال برای من تداعی شد. قذافی یکی از عموهای من را به‌ هیچ دلیلی اعدام کرده‌. وقتی که‌ شلیک کردم در آن لحظه‌ احساس کردم عمویم دارد مقابلم لبخند میزند‌.


- اگر مبارک یا دیکتاتورهای دیگر را هم ببینی آنها را هم می کشی؟

خیر، چون معتقدم همه‌ دیکتاتورها باید به‌ دست مردمان خودشان کشته‌ شوند. من دوست دارم مبارک به‌ دست مردم مصر کشته‌ شود. علی عبدالله‌ صالح به‌ دست مردم یمن. این آرزوی من است.


- آیا نگران نیستی ناتو به جای قذافی در کشور شما حکومت کند؟

من به‌ اراده‌ آقای عبدالجلیل اطمینان دارم. می دانم که‌ وی حکومت دست نشانده‌ را قبول نخواهد کرد.


- آیا پیروزی انقلابیون در لیبی مدیون ناتو است؟

بخشی از عملیات علیه‌ حکومت قذافی به‌ عهده‌ آنها بود، اما لیبی انقلابش را مدیون مردمان خودش است.


- به ‌تازگی اسنادی منتشر شده که یک شرکت انگلیسی یک قرارداد بزرگ برای استخراج نفت لیبی بسته است. آیا این خبر برای شما نگران کننده نیست؟

همانطور که‌ گفتم من به‌ اراده‌ آقای عبدالجلیل اطمینان دارم و مطمئن هستم که‌ وی خیانت به‌ لیبی را قبول نخواهد کرد.


- آرزوی تو به ‌عنوان یک انقلابی چیست؟

کشوری آزاد و دمکرات داشته‌ باشم که‌ حقوق همه‌ رعایت شود و به‌ مردم ظلم نشود.


- پیش از این آقای عبدالجلیل اعلام کرد، شورای انتقالی به‌ قاتل قذافی میلیونها دلار جایزه‌ می دهد. آیا این جایزه‌ را دریافت کرده‌ای؟

هنوز نه‌، اگر هم دریافت کنم آن را به‌ دولت باز می گردانم.


فایل‌(های) پیوست شده تصویر (ها)
   
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۴-۸-۱۳۹۰, ۰۹:۲۳ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد