تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 7 رای - 2.71 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من الان چه کار کنم
#1
همسر من از خواهرش بزرگتره ولی شوهر خواهرش که شش ماهه به این خانواده اضافه شده از همسرم بزرگتره
من با همسرم صحبت کردم که چون تو بزرگتری به دلایل زیر به نفع خودت و خواهرته که خواهرت به دیدن ما برای عید بیان
دو هفته پیش مامان همسرم بهش زنگ زده و گفته اگه زنت نمیاد خودت تنها برو و من و همسر م هم با هم بحثمان شد الان هم 2 هفتست که با هم صحبت نمیکنیم از این وضعیت خسته شدم ولی نمی خواهم کوتاه هم بیام
پاسخ }
#2
خب عزیزم اگه اینجوری باشه که ما هم نباید بریم

شوهرم از خواهرش 4 سال بزرگتره ولی شوهرش از همسرم بزرگتره

همیشه تا یادم میاد ما رفتیم برای عید دیدنی

تو رو خدا زندگی هاتون با این بچه بازی ها خراب نکنین حیفه
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
پاسخ }
#3
سیما جون در حال حاضر بحث من عید دیدنی نیست از روز اول برای هر مسئله ای از خانوادش نظر میخواد حتی خرید کادو برای دوستش با اینکه اونا برای عروسی ما کادو نیاوردند چون مامانش گفت طلا طلا خریدیم
پاسخ }
#4
ببخشید اصولا جهت دیدن به مرد خونه نگاه میکنند .

در مورد خودم من از خواهرم بزرگتره ولی چون شوهر من از خودش و همسرش بزرگتره اونا میان
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

کوروش کبیر
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
منم موافقم حیف این روزا نیست با این حرفا خراب بشه منو شوهرم از دو طرف فرزند اولیم ولی هروقت بتونیم برا عید دیدنی میریم برامون مهم نیست کی کوچیک کی بزرگ حدف سله رحم
[عکس: 20140927173218_--------_-------as-Smart-Object-1.jpg]
پاسخ }
#6
منم چون شوهر عمم بزرگتره پدرم میره دیدنشونDunnof
و در ضمن من نظر نمیدم چون عصیانگر میاد امتیاز منفی میدهDunnof
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست
به دلهره ایست که در نبودشان ایجاد میکنند
[عکس: as1cOFQ0g410000MDAzMzk4Ynw4ODUxMTRifHlvdXIgdGV4dA.gif]
پاسخ }
#7
خانوما من متوجه نشدم این تاپیک تو انجمن مشاوره هستش

شرمنده من خودم هم منفی میگیرم واسه اینکار

لطفا دوستان ادامه ندین تا مدیر این قسمت خودشون بیان
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
پاسخ }
#8
عصیانگر عزیز از نظرات بچه ها متوجه شدم استنباط بچه ها از حرفهای من این است که رفتن به خونه خواهر شوهر دغدغه منه مشکل من اینه که همسرم خانودش هر چی بگن درسته هیچوقت اشتباه نمیکنن من 10 ساله ازدواج کردم این مشکلو از اول داشتم خانواده همسرم حرفی را به من میزنن و جلوی خودش قسم می خورن که نه ما اینو نگفتیم و همسرم هم میگوید مثلا خواهرم که دروغ نمیگه و
بارها پیش مشاور هم رفتیم و در مورد خیلی از مسایل حق با من بوده است.
الان راهنمایی ای که از شما میخوام اینه که چطور این عادت همسرم رو ترک بدم که حداقل از حق خودش دفاع کنه
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
(۱۹-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۰۷ ب.ظ)مامان علی نوشته:  عصیانگر عزیز از نظرات بچه ها متوجه شدم استنباط بچه ها از حرفهای من این است که رفتن به خونه خواهر شوهر دغدغه منه مشکل من اینه که همسرم خانودش هر چی بگن درسته هیچوقت اشتباه نمیکنن من 10 ساله ازدواج کردم این مشکلو از اول داشتم خانواده همسرم حرفی را به من میزنن و جلوی خودش قسم می خورن که نه ما اینو نگفتیم و همسرم هم میگوید مثلا خواهرم که دروغ نمیگه و
بارها پیش مشاور هم رفتیم و در مورد خیلی از مسایل حق با من بوده است.
الان راهنمایی ای که از شما میخوام اینه که چطور این عادت همسرم رو ترک بدم که حداقل از حق خودش دفاع کنه

سلام عزیزم
با همسرت پیش مشاور رفتید؟
اگر آره همسرت وقتی حق با تو بود چطور بر خورد کرد؟


بالشی کنار بالشت می گذاری
حوا نیز اینگونه آدم را وسوسه کرد
غلت می زنی در بستری که - منم
حوا نیز اینگونه آدم را تسخیر کرد
پاسخ }
#10
سلام

عصیانگر عزیزمن برعکس مامان علی هستم شوهری همیشه حق روبه من میده واز من میخواد حاضر جواب باشم و بی خیال همه ولی نمی دانم چرا من به همه احترام میزارم وهر موردی رو به موقع بجا میارم واگر کوچکترین کوتاهی بکنم مادرشوهر و خواهر شوهر علامه میشن ونطقشون گل میگنه به من یاد آوری ولی درعوض خودشون نسبت به من اصلا رعایت نمی کنند ودقیقا همون چیزی رو که خودشون هم توقع دارن نسبت به من فراموش میکننند انگار دریک مقطع زمانی موضوع به مصلحت خودشون محو میشه که البته من این مشکل رابا خودم دارم که منم مثل خودشون بی خیال روابط و ضوابط بشم یانه خیلی دوست دارم اینجوری باشم
و اینکه وقتی کم محلشون میکنم وتوجهی بهشون نمیکنم همچین طبق احترامم بالا میره که بیا وببین که خودم هم تعجب میکنم که چرا بی احترامی بهتر جواب میده شوهرم که میگه بی توجهی کن وکم محلی ولی من نمی تونم اگه بتونم چی میشه به نظرتون من چه راهی رو انتخاب کنم


درضم اگه فضولی نباشه من یه دوستی داشتم مثل مامان علی من به اون دوستم گفتم شما مدتی اصلا به شوهرت شکایت نکن وفقط از حسن وخوبیهای او تعریف وبه قول معروف هندوانه زیر بغل شوهریت بزار یا بهتر بگم
خوبیهای اونو بزرگ کن و بدیها رامدتی بی خیال شو وبعد از مدتی علاقه مرد به زن انقدر زیاد شده که الان حرف خانم برای آقا سند شه چون مطمین شده که هیچ کس مثل زنش دوستش نداره وهمسری کلا عزیز شده ودیگه برای حرف دیگران ایشون تره هم خرد نمی کنه البته این یک تجربه بی ضرره به من که همیشه جواب داده آخه میدونید اقایون مثل ما خانمها خیلی دوست دارند مورد تعریف وتمجید قرار بگیرند Flowerysmile
پاسخ }