خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 58 رأی - میانگین امتیازات: 2.64
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نحوه آشنایی با همسرتان

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
212
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 555


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
نحوه آشنایی با همسرتان
با سلام مجدد خدمت دوستان عزیز و گل "خانم گل"

با توجه به اینکه نحوه آشنایی عروس خانمها و آقا دامادهای گل موضوعی است که در وهله اول از سوی مخاطبین مطرح میشه و نیز این سوال در تاپیکهای مختلف از سوی برخی دوستان مطرح میشه لذا جای خالی اون یه جورایی اینجا احساس میشد که تصمیم گرفتم تاپیکی با این عنوان ایجاد شود.

از همه کنجکاو تر چرا دروغ بگم [b]خودمم[/bGigglesmileGigglesmileGigglesmile]
امضای aida1352
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

کوروش کبیر
۲۸-۱۰-۱۳۸۹, ۰۷:۰۸ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از aida1352 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
82
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 247


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: نحوه آشنایی با همسرتان
سلام آيدا جون
من كاملا سنتي با شوشو ازدواج كردم ما نسبت دوري با هم داريم يه روز مامان شوشو اومد خونمون خواستگاري كرد بعد ما فكرامونو كرديم بعد چند جلسه صحبت كرديم بعدم علوس شدم ديگه tnx
امضای ندا خانوم
[تصویر:  CRePp3.png]
۲۸-۱۰-۱۳۸۹, ۰۸:۵۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از ندا خانوم به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: نحوه آشنایی با همسرتان
من تو یک سایت اجتماعی عضو بودم
و همسرم به من ایمیل داد در مورد موضوعی و عقایدم رو پرسید همین باعث شد که ما با هم ایمیل بازی داشته باشیم و عقاید هم رو بدونیم و اندیشه های هم رو به چالش بکشیم
بعد از یک بازه ی دو سه ماهه فکر کنم
برای اولین بار همسرم (که اون موقع یه آقای غریبه بود ) به من زنگ زد و در حین صحبت گفت که دو تا از دوستاش که ازدواج مدرن داشتن دارن جدا میشن و حالا اون نمی دونه که اشکالاتی که ازدواج مدرن تو جامعه سنتی ایجاد می کنه هضم کردنش براش سخت تره یا برخلاف عقایدش اگر ازدواج سنتی در یک جامعه سنتی انجام بده می تونه با موضوع کنار بیاد یا نه
همین جا بود که من اصلا ازش خوشم نیومد
و گفتم به نظرم انقدر افکارتون بسته است و ترسو هستید که من ترجیح میدم ما دیگه با هم گفتگویی نداشته باشیم Swear

بعد از یک ماه این آقای همسر باز ایمیل پشت ایمیل داد
و چون من بهش در مورد حقوق زنان و حق طلاق و ... گفته بودم قرار شد هم رو ببینیم و اون هم بیشتر در مورد ک م پ ی ن یک میلیون ا م ض ا بدونه


فکر کن
اولین قرار ما در مورد حق طلاق و حضانت و ... بود laf
من که دفعه اول همسری رو دیدم از منطقش خوشم اومد
و دیدار بعدی رو قبول کردم
خلاصه که این ماجرا با پستی بلندیهاش 9 ماه طول کشید
یک دفعه هم اواخر دوستیمون خیلی جدی تصمیم گرفتم رابطه مون رو قطع کنم
چون اختلاف فرهنگی وحشتناکی با خونواده شوشو داشتیم و خودش باعث دردسر شده بود

اما به هرحال بعد از 9 ماه و با وجود مخالفت خونواده من عقد کردیم :heart:

الانم از خود شوشو راضیم Dan
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸-۱۰-۱۳۸۹ ۱۱:۲۴ صبح، توسط رها....)
۲۸-۱۰-۱۳۸۹, ۱۱:۲۳ صبح
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از رها... به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز, فریبانو, IiI Sa H aR IiI
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
404
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 543


محل سکونت : زیر سقف آسمون
ارسال: #4
RE: نحوه آشنایی با همسرتان
من و شوشو هم كلاس بوديم تو دانشگاه و من شديدا فعال در تشكلاي دانشجويي : شوراي صنفي، انجمن اسلامي ، كانون زنان و مدير مسئول يه نشريه هم بودم. شوشو ميومد دفتر انجمن كه اون موقع دبيرش بودم و روزنامه مي خوند كم كم واسه بعضي فعاليتها شروع به همكاري كرد. واسه نشريه ام هم شد خبرنگار! با هم با مسوولاي دانشگاه مي رفتيم مصاحبه و... سال بعدش هم اومد تو انجمن. تو اين مدت ما ا دوست بوديم و در مرد مسائل مختلف ازقبيل زنان و مذهب و دين و ... كلي بحث كرديم بدون اينكه اصلا به هم اظهار علاقه و يا حتي پيشنهادي واسه بعد داشته باشيم.
تا اينكه يه روز تو ماه رمضون شوشو واسه افطار دعوتم كرد بيرون و بعدش رفتيم پارك سائي و اونجا بهم گفت كه يكي رو دوست داره و ازم خواست كه به اون نفر بگم و بعدش هم گفت اون نفر اسمش :... اسم و فاميل خودم رو گفت... منم چيزي نگفتم خوب اونم چيزي از من نخواسته بود و نپرسيده بود ديگه... از اون موقع با هم بيشتر حرف زديم و بعد از اينكه كلي سنگامونو از هم وا كرديم راجع به نظراتمون در مورد ازدواج به اين مساله هم فكر كرديم كه خوب من چون مي دونستم خانواده ام مخالفت مي كنن اولش مخالفت كردم اما بعدش 24 آذر 83 قول داديم به هم كه به هم متعهد مي مونيم و تلاشمون رو واسه جلب رضايت خانواده هامون مي كنيم....
و در نهايت دي 85 زندگي زير يه سقف رو شروع كرديم...
امضای صنم
چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸-۱۰-۱۳۸۹ ۱۲:۴۲ عصر، توسط صنم.)
۲۸-۱۰-۱۳۸۹, ۱۲:۰۰ عصر
یافتن سپاس نقل قول
5 کاربر از صنم به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز, javane, فریبانو, ghazal666, melinda
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
15
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 80


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: نحوه آشنایی با همسرتان
سلام
من و شوشو كاملا سنتي با هم آشنا شديم و مزدوج شديم .
دائي من با شوهر عمه شوشو همكار بودند . و شو شو هم با خانواده عمش زندگي ميكرد خلاصه قصد مزدوج شدن ميگره و در به در براش دنبال يه دختر خوب مي گردند كه بعد شوهر عمش موضوع رو با دائي من در ميون ميزاره و دائي هم من رو پيشنهاد ميده fakخلاصه چون دائي و شهر عمع شوشو هردو همكار و توي يه شيفت بودن و هردو هم عصر كار و بعد هم شب كار براي اين كه خيلي عجله داشتن كه عروس دسته گل رو بيبينن ساعت 11:30 شب اومدن خونمون خلاصه پسنديدن حالا از اونا اصرار كه همين الان برين با هم صبتاتونو بكنيد و از ما انكار كه عروس خانوم آمادگي نداره .
سرتونو در نيارم كه با اصرار بسيار زياد شوشو (مثل اين كه شوشو يك دل نه صد دل عاشق ما شده بود و ديگه طاقت نداشته fak) فرداش با هم صحبت كرديم .2روز بعد با تماس هاي مكرر جواب + گرفتن و در عرض 2 هفته با هم نامزد شديم و محرم .يعني 31 ارديبهشت 1388 . 28مرداد 1388 عقد كرديم .و 5 مرداد 1389 هم عروسي و الان 6 ماه هست كه به خوبي و خوشي داريم زندگي ميكنيم .excited
اين بود داستان بسيار بسيار عشقولانه آشنايي من با شو شو Clap
۲-۱۱-۱۳۸۹, ۰۵:۰۲ عصر
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از somaye به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز, نادیاناز

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
ناظم خانوم گل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,772
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 5336


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #6
RE: نحوه آشنایی با همسرتان
ما هم كه در كل با هم فاميل بوديم اما من واقعا عاشق پسر عموم بودم دوسش داشتم تا اينكه اعترافيد يعني با يه كارت تبريك به مناسبت عيد بعد ديگه ماما فهميدو منو خونه اونا نبرد تا اينكه ما بعد قبول شدن من تو دانشگاه ترسيد منو اونجا بدزدن :heart::loudlaff: زود همون ترم اول اومد خواستگاري بعد شديم عروس ديگه GigglesmileGigglesmileGigglesmile
امضای sima
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
۲-۱۱-۱۳۸۹, ۰۶:۵۴ عصر
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول
9 کاربر از sima به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الهه ناز, نادیاناز, 162, پارانزیم, بید مجنون, گیسو طلا, z_roshan, مریم خراسانی, maman hamin



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد