خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 20 رأی - میانگین امتیازات: 3.15
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هرچي از زيبايي اين نوشته بگم کم گفتم

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
854
تاریخ عضویت:
فروردين ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 2349


محل سکونت : کـلان شــ طهـران ـهر
ارسال: #1
Package_favorite هرچي از زيبايي اين نوشته بگم کم گفتم
هرچي از زيبايي اين نوشته بگم کم گفتم

پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد.

پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟".



پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است".






پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."






البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت.
اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با ماشين يه گشتي بزنيم؟""اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟".
پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است.

اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد.".
پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت.
او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :..
" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده.
يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد . اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."
پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند.

برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند
.


در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !


شاد بودن تنها انتقامی ­است که می­توان از زندگی گرفت
ارنستو چه­ گوارا
امضای Linda
[تصویر:  sunflower3.gif]
۲۹-۵-۱۳۹۰, ۰۳:۳۸ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
44
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 12


محل سکونت : iran
ارسال: #2
RE: هرچي از زيبايي اين نوشته بگم کم گفتم
انسان ، از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند:تو بی بهشت میمیری، زمین جای تو نیست، زمین همه ظلم است و فساد. و انسان گفت:اما من به خودم ظلم کرده ام، زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین میخواهد، پس زمین از بهشـت بهتراست. خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تـو را دوباره به بهـشت میرساند از زمین مى گذرد؛ زمینی آکنده از شروخیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگرخیر و حـق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه… و فرشته ها همه گریستند.

اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسـان بردرگاه بهشت وامـانده بود. می ترسید ومردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد، چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات رابه غبطه واداشت.

انسان دستهایش را گشود و خدا به او «اختیار» داد. خدا گفت: حالاانتخاب کن. زیرا تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست. عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را.
وایـن آغـاز انـسـان بـــود
امضای soheila.aida
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم



http://hasti-sr.niniweblog.com/ وبلاگ هستی جونم
۷-۷-۱۳۹۱, ۰۳:۱۳ عصر
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد