خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

*هنر داستان نویسی....چگونه داستان بنویسیم؟*

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #1
Advancedsettings *هنر داستان نویسی....چگونه داستان بنویسیم؟*
بسیاری از مردم گمان می کنند نویسنده ها، ذاتاً نویسنده به دنیا آمده اند. البته در این که باید استعدادهای نهفته ای دردرون این افراد وجود داشته باشد، شکی نیست. بدون شک کسانی که علاقمند به مطالعه نیستند و در تمام عمرشان حتی دفترچه ی خاطراتی هم نداشته اند و هرگز برای نوشتن سطری به خود زحمت هم نداده اند، نمی توانند ادعا کنند دارای استعدادهای بالقوه در این زمینه هستند، چرا که اگر چنین بود به طور حتم در جایی بروز می کرد و شخص واجد این استعداد، آن را به بالفعل تبدیل می کرد. تجربه ثابت کرده است، کسانی که قلمی برای نگارش دارند، کسانی هستند که بیش از حد به مطالعه علاقمندند و کسانی که کتاب های متعددی را مطالعه می کنند، ناخواسته دایره ی لغاتی که در ذهنشان حک می شود، بیشترخواهد بود، به همین دلیل، وقتی تصمیم به نوشتن می گیرند، به سهولت می توانند از لغاتی که در مغزشان ذخیره کرده اند، استفاده کنند.

نویسنده شدن، نوشتن درباره هرموضوعی است. نویسندگان را می توان به چند دسته تقسیم کرد.

نویسندگانی که فقط در زمینه های پژوهشی، تحقیقی فعالیت می کنند و مقالاتی در این زمینه می نگارند.

نویسندگانی که به نوشتن کتاب های آموزشی، از قبیل کتاب های درسی و کمک درسی می پردازند.

نویسندگانی که فقط در زمینه کاری خودشان مطلب می نویسند، اعم از علمی و دینی، که البته می توان این افراد را در گروه نویسندگان مقاله نویس هم جای داد.

نویسندگانی که فقط دست به نگارش خاطره یا سفرنامه و زندگینامه می زنند.

نویسندگانی که داستان، نمایشنامه و فیلمنامه می نویسند.

دسته ای از نویسندگان هم هستند که می توانند در تمام این زمینه ها قلم فرسایی کنند. این گروه باید از تجربه و دانش فراوان در تمام زمینه ها برخوردار باشند و به گفته پیشینیان، ابن سینای زمانه باشند.

در هر صورت، تمام این اشخاص، باید قلم توانایی برای مکتوب کردن ذهنیاتشان، داشته باشند و البته در هر زمینه ای که فعالیت می کنند، سختی های آن را هم پشت سر بگذارند.

اما عده ای از مردم که علاقمند به مطالعه کتب مختلف هستند و در گوشه ی کتابخانه خود هم، دفترچه هایی پر از خاطرات تلخ و شیرین، پنهان کرده اند، کسانی هستند که اگر آستین بالا بزنند می توانند، روزی تبدیل به نویسندگانی در یکی از دسته های پیش گفته شوند. به ویژه آن دسته از کسانی که با علاقه ی فراوان، کتاب های داستان را می خوانند و راغبند روزی به جمع داستان نویسان بپیوندند.





کسانی که می خواهند داستان نویس شوند. ابتدا باید به درون خود رجوع کرده و استعدادهای نامکشوف خود را بیابند. هرگاه دریافتند، قادرند شخصیت ها وصحنه هایی خلق کنند که علاوه بر جذابیت، به سهولت با خواننده ارتباط برقرار می کنند پس قلم به دست بگیرند و بنویسند.

هنر داستان نویسی، هنری است که در ذات گروهی از مردم، وجود دارد فقط باید به آن پرو بال داد و شکوفایش کرد. رعایت اصول نگارش و پرداخت داستان، زیبایی اثر را دوچندان کرده و به نویسنده در رسیدن سریع تر به هدف کمک می کند.

آمادگی

آنچه قبل از هر چیز یک نویسنده را از دیگر اشخاص متمایز می کند استعدادی است که خداوند در وجود او به ودیعه نهاده است. استعدادی که اگر با تکنیک و اصول داستان نویسی همراه شود از آن شخص، نویسنده ای مجرب خواهد ساخت و چه بسا همین کشف، منجر به خلق آثار باارزشی شود. اما داستان نویس مبتدی علاوه بر استعداد و یادگیری اصول داستان نویسی، نیاز مبرم به یک سری صفات اکتسابی هم دارد تا بتواند با به کارگیری آنها در کار نوشتن موفق تر عمل کند.

دقت نظر

یک نویسنده باید بیش از دیگران نسبت به مسائل پیرامونش دقت نظر داشته باشد. همه چیز را با ذره بین ببیند؛ چون همین تیزبینی، او را در توصیف صحنه ها و یا خلق شخصیت ها یاری خواهد کرد. توجه او نسبت به جزییات باید بیش از کلیات باشد و برای درک هر موضوعی حوصله به خرج داده و آن را بشناسد.

شناخت

یک نویسنده باید قبل از هر چیز خود را بشناسد سپس به شناخت دیگران بپردازد. او همواره باید تشنه ی دانستن باشد. در هر کاری کنجکاوی کند و در کوچک ترین مسائل ناچیز زندگی خویش با شناخت کافی و کامل از محیط اطراف و شخصیت هایی که در جامعه و یا حتی خانواده ی خود، با آنها روبروست، شخصیت هایی ملموس و باور پذیر خلق کند. به طوری که هر خواننده ای با خواندن اثر، با بال تخیلات خود به پرواز در آمده و با شخصیت های آن ارتباط برقرار کند.

تجربه اندوزی

نویسنده باید همه چیز را با دید ی آگاهانه جستجو کند، خود پا به عرصه ی خطر نهاده و آن را آزمایش کند؛ چرا که خلق هر اثر باارزشی برگرفته از تجربیات شخصی خود نویسنده است. نویسنده ای که خود سردی آب را حس نکرده، هرگز قادر به بیان آن احساس نخواهد بود. تجربه اندوزی مداوم است که او را در رسیدن به هدف یاری خواهد کرد اما این دلیل بر آن نیست که از تجربیات دیگران استفاده نشود. گاه درک و لمس احساس دیگران و یا نشستن پای صحبت های افراد نیز مفید واقع می شود.

خواندن

یک نویسنده، بیش از دیگران نیاز به مطالعه دارد. او همواره باید خواننده ی پرولعی باشد و ضمن خواندن انواع داستانها، کتابهایی را در زمینه ی اصول و تکنیک داستان نویسی مطالعه کند. او باید از مسائل روانشناسی، علمی، فنی، پزشکی و...سررشته داشته باشد؛ چرا که نویسنده را دررسیدن به هدف یاری کرده و روزی درنگارش به کار خواهد آمد. درواقع هرچه سطح معلومات نویسنده بیشتر باشد، نوع نگرشش به اشخاص نیز متفاوت خواهد بود.

یک نویسنده باید کتاب خواندنش با دیگران تفاوت داشته باشد. او باید با دقت بیشتری به مطالعه ی آثاربرجسته بپردازد و از میان جملات و کلمات آن، مطالبی را برای خود استخراج کند تا در موقع لزوم آنها را به کار برد. با مطالعه ی صحیح، خودبه خود به هدفی که مدنظرش می باشد، خواهد رسید. وقتی نویسنده خود را غرق مطالعه کرد ناخودآگاه قلم به دست می گیرد و از این پس وظیفه ای که به او واگذار شده است، آغاز می شود.

نوشتن

او باید هر روز بنویسد و آنقدر در نوشتن ممارست به خرج دهد تا خسته شود. در آغازکار وسواس جایز نیست. او می تواند هر آنچه به ذهنش رسید، بنویسد حتی اگر بداند غلط های نگارشی دارد. با گذشت زمان در نوشتن تبحر خواهد یافت به طوری که جمله ها، بدون فکر به ذهنش خواهند تراوید. هم چنین از وقایع اطراف یادداشت بردارد و حتی اگر صحنه ای ناچیز از یک طرح به ذهنش راه یافت آن را روی کاغذ پیاده و ثبت کند.

یک نویسنده ی متبحر، قادر خواهد بود از تطبیق همین صحنه های ناچیز، طرح یک داستان بلند را آماده کند و وقتی قلم به نوشتن عادت کرد نویسنده می تواند با جسارت، کار خود را با نویسندگان برجسته مقایسه کرده و با فراز و فرود نوشته ی آنها آشنا شده و معایب کار خود را برطرف نماید.

برنامه ریزی

نویسنده می تواند برای خود برنامه ی منظمی طرح کند، چرا که باید زندگی نویسندگان با دیگر مردمان متفاوت باشد. نویسنده ی موفق، لازم است حتی در معاشرت با دیگران نکاتی را رعایت کند. او علاوه براین که باید با مردم ارتباط داشته باشد و تجربه اندوزی نماید، گاه لازم است گوشه ی عزلت گزیده و فقط ذهنش به درون شخصیت ها راه یابد. ساعت ها تنهایی و تفکر در مورد صحنه ها و شخصیت های متعدد داستان می تواند به نویسنده در بهتر شدن اثرش کمک کند. گاه نشستن در کنج خانه و طرح ریزی برای داستان مفیدتر از پرسه زدن در بین جماعت است.

خلاقیت

بدون خلاقیت، موفقیت یک نویسنده بعید به نظر می رسد. آنچه طرح یک داستان را پایه ریزی می کند ذهن خلاق نویسنده است و این میسر نمی شود مگربا داشتن دیدی نو.

خلاقیت علاوه بر جذابیت به داستان شکل تازه ای بخشیده و باعث خلق صحنه های جذاب و خواندنی می شود. همچنین کار هر نویسنده ای را از دیگر نویسندگان مجزا می سازد و اینجاست که تفاوت هنرمندان مشخص می شود. داستان نویسی که ذهن و جسم خود را در اختیار هنرش قرار داده است

اگر با تکنیک داستان نویسی نیز آشنا شود به طور حتم؛ نویسنده ی موفقی خواهد شد. شناخت اصول و قاعده ی داستان نویسی شما را دررسیدن به راهی که در آن گام برداشته اید، یاری می کند.

حالا این گوی و این میدان. با امید به این که، تمام کسانی که آرزوی داستان نویس یا نویسنده شدن را در سر دارند، با تلاش و پشتکار به این آرزو جامه ی عمل بپوشانند.

امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۱۴-۲-۱۳۹۲, ۰۸:۱۳ صبح
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از *heliya joon* به دلیل این ارسال سپاس کرده.
nadiia, *hani*



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد