خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
تور رایگان' کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 44 رأی - میانگین امتیازات: 3.05
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پوشا ک رسمی زرتشتیان

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,175
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 1800


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
پوشا ک رسمی زرتشتیان
زرتشتيان بسياري هستند كه در تهران با وجود متحدالشكل بودن لباس مردم هنوز هم مي توانند همكيشان خود رابه خاطر نوع لباسشان تشخيص دهند و پيش از آنكه او را از نزديك بشناسند از راه دور بگويند كه شخص مورد نظر زرتشتي هست يا خير. البته اين حالت تنها در ميان زنان ميانسال و كهنسال مصداق دارد و جوانان به خاطر آنكه كاملاٌ مطيع مدهاي لباس هستند يه هيچ عنوان از روي لباسشان قابل شناسايي نخواهند بود . امروز مرد و زن زرتشتي داراي لباس خاصي نيستند . بنابراين نمي توان صحبت از پوشاك خاصي براي اين مردم كرد. به جز اينكه مردان زرتشتي مسن تر معمولاٌ همان تيپ لباسي را استفاده ميكنند كه پيش از انقلاب استفاده ميشد. مردان زرتشتي بيش از ديگران اصرار دارند تا در مهماني ها و جشنها كراوات بزنند . مردان زرتشتي در اكثر مراسم رسمي و غير رسمي بسيار شيك هستند و لباسي كاملاٌ رسمي مي پوشند. اگر يك شخصيت در مراسمي از لباس هاي غير رسمي استفاده كندمورد تمسخر قرار خواهد گرفت.





مردان زرتشتي پس از آنكه به تهران مهاجرت كردند اصولاً كمتر به پوشش توجه مي كردند . عكس هايي كه از آن دوران باقي است نشان ميدهد كه پوشش مردان زرتشتي از لحاظ نوع آن ، تفاوتي با لباس هاي مردم ديگر نداشت و اصولاً مردان زرتشتي از پوشيدن لباسهاي سنتي و به طور كلي آن نوع لباسي كه مثلاًدر يزد و كرمان ميپوشيدند امتناع ميكردند.اما شايد وضعيت لباس پوشيدن در ميان زرتشتيان در آغاز اين سده و حتا تا اواخر دوران قبل از انقلاب در حدي پايينتر از استاندارد جامعه بوده است.



اما زنان زرتشتي كاملاً متفاوت بودند . زنان زرتشتي به خاطر اهميتي كه به پوشش ( حجاب) مي دادند حتا پس از آمدن به تهران هم لباس سنتي خود يعني«مكنا و شوال» را فراموش نكردند. بعد از آن و در زمان پهلوي دوم نيز با وجود تغييراتي كه در تمامي جنبههاي زندگي مردم ايران و به تبع آن زرتشتيان تهران بوجود آمد ،دختران و بانوان جوان كم كم از پوشيدن «مكنا و شوال» طفره رفتند و فقط به پوشيدن روسري اكتفا كردند. البته تعداد روسري پوش ها هم روزبه روز كمتر شد. زنان طبقه اول جامعة زرتشتي تهران سردمدار اين حركت بودند و كاملاً خود را مطابق فرهنگ غربي كه نفوذ خود را در آن زمان روز به روز بيشتر ميكرد ،ميراستند.

كم كم بانوان در محيطها عمومي زرتشتيان با پوششهاي كاملاً فرنگي ظاهر شدند ، اگرچه هنوز در كوچه و خيابان از لباسهاي پوشيده تري استفاده ميكردند.

در اواخر دوران محمد رضا پهلوي به تدريج استفاده زا روسري و لباسهاي پوشده در جامعه زنان زرتشتي تهران منسوخ ميشد و تنها تعداد اندكي از بانوان كه معمولاً مسن تر هم بودند مكنا و شوال را به عنوان پوشش اصلي خود حفظكردند.

مردان زرتشتي هم از پوشاك شيك تري نسبت به گذشته استفاده ميكردند و كيفيت پوشاك در بين مردان زرتشتي نيز بهتر مي شد. بيشتر مردان زرتشتي در دوران پهلوي دوم از كراوات به عنوان نمادي از شيك پوشي و تشخص استفاده ميكردند.

پس از انقلاب اسلامي هم تا چند ماه اول همين وضعيت دربارة بانوان ادامه داشت . اگرچه بسيار يز انان به خاطر شرايط جديد ، كمي محافظه كارانه تر در مورد پوشش خود عمل ميكردند. اما با شيوع حجب در جامعه ، بانوان زرتشتي نيز به تبع وضع جديد دوباره از روسري و لباسهاي بلندي به نام مانتو اسلامي بهره گرفتند.

مردان هم ديگر از بستن كراوات طفره رفتند و كار به جايي رسيد كه در عروسي ها نيز حتا يك نفر كراوات نميبست.

اين تغييرات در نوع پوشش البته از ديد گاههاي مردم زرتشتي هم تأثير داشت.
اما آنچه در اين ميان اهميت دارد ادامه پوششي است كه بانوان زرتشتي در پايان دوران محمد رضا پهلوي از خود بروز دادند . به اينصورت كه بانوان زرتشتي امروز هم هنوز گاه و بيگاه چنان لباس ميپوشند كه با كمي دقت از بانوان ايراني غير زرتشتي قابل تشخيص هستند . نوع پارچه مورد استفاده و نوع رنگي كه در لباسهابه كار ميرود و همچنين طرح خود لباسها تا حدودي در اين تشخيص نقش دارد.


(ادامه لباس سنتي زرتشتيان)

روسري سفيد:

يكي از بارزترين پوشاك زرتشتيان كه در ميان زنان زرتشتي خواهان دارد . روسري سفيد چيزي نيست جز روسري سفيد رنگي كه بانوان زرتشتي بر سر ميكنند.

نكته جالب توجه در اين است كه در دوره پهلوي نيز كه پوشش آزاد بود باز هم بانوان زرتشتي از روسري در اجتماعات استفاده ميكردند . هرچند در آن زمان ديگر پوشيدن مْكنا و شوال از رواج افتاده بود .اما به هر حال سر كردن روسري از الزامات بود.

امروزه در مراسم پرسه و مراسم مذهبي در زماني كه موبدان مشغول خواندن اوستا هستند بانوان حتماً روسري سفيد سر مي كنند . حتا برخي از بانوان روسري سفيد را در كيف مي گذارند و قبل از ورود به سالن آن را را با روسري سياه و يا رنگي خود تعويض مي كنند.

عرقچين:

اين هم نوعي كلاه است از جنس نخ سفيد كه به آن چلوار هم ميگويند . همه موبدان در هنگام خواندن اوستا از اين وسيله براي پوشاندن موي سر استفاده مي كنند. هنگام ورود به آتشكده ها مثل آتشكده تهران و يا رستم باغ و يا شاهورهرام ايزد مردان بدون استثناء بر سر مي گذارند.

بعضي از زرتشتيان به عنوان نذر از اين كلاه مي دوزند و به محل هاي مورد نظر اهداء مي كنند.

بعضي اوقات حتا نامي را بر روي آن مي دوزند كه بيشتر نام فردي درگذشته است.

كمدهايي در ورودي آدريان تهران و رستم باغ و شاهورهرام ايزد تهران و تهرانپارس براي نگهداري اين كلاه ها وجود دارد




مكنا« پوشاكي رسمي در مراسم زرتشتيان:

امروزه ديگر زنان زرتشتي مگر تعداد بسيار انگشت شمار از آنان به هيچ عنوان از لباس سنتي كه اصطلاحاٌ به «مَكنا » شهرت دارد بيرون از خانه استفاده نمي كنند ، مگر در مراسم رسمي و آنهم بصورت سمبليك و نمايشي . اگر در هنگام ورود به مراسم جشن سده و يا مهرگان چند دوشيزة زرتشتي را با لباس سنتي ميبينيم كه آيينه و كلاب به تازه واردين تعارف ميكنند ، اين تنها نمايشي از اين سنت قديمي است و نمي توان لفظ ديگري را به آن داد .

البته شايد هنوز هم در تعداد بسيار بسيار كمي از بانوان مسن زرتشتي از اين لباس به صورت عرفي استفاده ميكنند .پوشاك سنتي زنان زرتشتي چنانچه هنوز هم به ندرت در گوشه و كنار شهر تهران ميتوان مشاهد كرد عبارت از: يك شلوار كوتاه از پارچه «كُدري» است . يك روسري بلند به اندازه بلندي قد مصرف كننده كه پهناي آن هم مناسب با چاقي و لاغري او فرق ميكند . اين روسري به نام«مَكْنا» معروف است . بخش ديگر اين لباس هم كه زير مكنا قرار ميگيد نوعي عرقچين است . قديم تر ها يك پارچة ديگر نيز دور چانه بسته ميشده كه به آن «كلوته» مي گفتهاند كه امروز مرسوم نيست.

پوشيدن مكنا و شوال د رخود نشانهها و علاماتي را به همراه داشت .مكناي رنگي به رنگ هاي سبز و قرمز نشان از تجرد داشت مثلاً مكنايي كهبه مكناي «كيش» معروف بود حاشيه دار بود و رنگ آن زرشكي بود .

مكناهاي قهوهاي و سبز تيره نماد تأهل بود.مكناي«دارايي» سبز است و زنان متأهل به سر ميكردند. مكناي دارايي را بر سر عروس ميكردند تا آنكه عروس به خانه داماد ميرفت و در حجله داماد آن را از سر عروس برميداشت.

نوعي روسري بلند به نام «چارقد» هم به عنوان پوششي براي سر(حجاب سر) در بين زرتشتيان و بخصوص دختران مرسوم بود كه امروزه به كلي متروك شده است. براي چارقد از همه نوع پارچههاي رنگي و شاد استفاده ميشد. يك نوع آن هم با كامواي نازك و با قلاب بافي آماده مي شد كه امروزه نيز هنوز بانوان مسنتر گاه و بيگاه بر سر ميكنند. رنگ اين چارقد ها بيشتر سفيد يك دست است.

سالها پيش كه پوشيدن چارقد هنوز رسم بود خانمها براي محكم كاري بيشتر آن را بر روي مكنا ميانداختند. كاركرد ضمني يا بهتر بگوييم كاركرد پنهان چارقد محافظت سر و گردن از سرما نيز بوده است.

كاركردهاي مؤثر لباس زنان امروزه كاملاً از ميان رفته است و به همين جهت خانم ها حاضر به پوشيدن لباسهاي سنتي نيستند. علاوه بر آنكه ضرورت همسازي با زندگي شهري نيز ايجاب ميكند تا از هرگونه پوششي كه با الگوهاي جاري مغايرت داشته باشد پرهيز شود.
حتي پوشيدن سدره و كشتي كه جنبه ظاهري هم نداشته و تنها نوعي لباس زير محسوب ميشود نيز به تدريج كم تر مي شود . يكي از كاركردها سدره و كشتي ايجاد شناخت و جلب اطمينان دوسوية پوشندگان و ايجاد حس قرابت و اشنايي ميان استفاده كنندگان ناآشنا با هم بود . امروزه چون نياز به ايجاد اين احساس آنقدرها قوي نيست پوشيدن سدره هم كاركرد خود را از دست داده و يكي از علل كم توجهي بدان نيز همين است. از سوي ديگر استفاده از سدره و كشتي هيچگاه در ميان زرتشتيان به صورت ك تابو در نيامد اگرچه در هندوستان زرتشتيان نپوشيدن سدره و كشتي را كاري ممنوع و حرام مي دانند . به هرحال پوشيدن لباس مذهبي «سدره و كشتي» امروزه بيشتر محدود به مراسم و جايگاههاي مذهبي دارد.

در برخي از مراسم دختران زرتشتي براي اجراي برنامههاي مشخص از لباس سنتي زرتشتيان(مكنا) استفاده ميكنند و پسران ضمن پوشيدن لباس سفيد، عرقچين سفيد ميگذارند.
منبع : نودوهشتیا
امضای یاسی
[تصویر:  20140316174952_1017704_627334297340215_966572318_n.jpg]
۲۹-۵-۱۳۹۰, ۰۱:۴۷ عصر
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد