تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیش واز مسافر
#1
با سلام
خانمهای عزیز الان زمان باز گشت حجاج ار مکه می باشند من هم حجاج دارم به نظر شما برای انها چه کار کنم ؟
حذف تصویر به علت سایز نامناسب برای امضا
پاسخ }
#2
مهرماه جون انشالله روزی خودت باشهFlowerysmile
بستگی داره این حجاج نسبت شون با تو چیه؟ اگه از اقوام درجه یک محسوب میشن خیلی تو زحمت میفتیgag
باید واسه استقبال ار فرودگاه و چراغانی وتزیین منزل وتهیه سفره ولیمه آماده بشیFlowerysmile اما اگه درجه دو وسه باشن با خریدن یه دسته گل یا جعبه شیرینی به منزلشون برو واز طرف ما هم بهشون زیارت قبولی بگوFlowerysmileFlowerysmile
پاسخ }
#3
پدر شوهر ومادر شوهرم هستن از قبل رفتن تا حالا برای هر کاری اقدام کرده ام ولی برای دم رایی نمی دانم چه کار کنم لطفا کمکم کنید خانواده شوهرم دختر ندارند تمام کارها را باید من بکنم ؟
حذف تصویر به علت سایز نامناسب برای امضا
پاسخ }
#4
خب خانم پس باید همه چیز برای پذیرایی از مهمونایی که با حاجیا میان داخل خونه رو محیا کنی اول اینکه اگه هنوز تو اصفهان هوا گرمه شربت رو آماده بزاری وگرنه اگه مثل اینجا سرد شده شیر کاکائو یا شکلات داغ یا چای
دوم : شیرینی
سوم : اگه صبح برسن حتما برای نهار مهمون خواهید داشت نهار فراموش نشه ما برای مامانم آبگوشت بار گذاشتیم . البته اگه ولیمه رو همون روز میدین که لازم نیست
چهارم: بساط اسفند و منقل
پنجم : گوسفند و قصاب و .. اگه رسم دارید
احتمالا آب زمزم میارن تهیه استکانهای کوچولو ویا لیوان ی بار مصرف کوچولو برای پذیرایی از مهمونا با آب زمزم
ششم: چاووشی خوان اگه رسم دارید
فعلا همینا
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#5
(۲۸-۰۷-۱۳۹۲, ۰۸:۴۹ ق.ظ)mehre mah نوشته:  مرسی از شما دوست عزیز
من خودم به غیر از این کارها اماده کردن خانه وسایل پذیرایی که مربوط به خانه می شود را انجام داده ام همین طور سبزه سبز کردهام گل خانه خدا درست کرده ام و... دیگر نمی دانم چه کار کنم می ترسم کم باشد

نه خانم کار خاص دیگه ای نیست خیالت راحت
پاسخ }
#6
دوست عزیز چشمتون روشن انشا اله قسمت خودتون باشه
من خودم در این مورد تجربه نداشتم ولی خواهرم که برای پیشواز مادر شوهر و پدرشوهر خدا بیامرزشون رفته بودن من بودم دیدم
صبح زود قرار بود برسن خواهرم از شب قبل کار ها رو کرده بود گل گرفته بود گوسفند و فصاب و اسفند و مثل شما سبزه سبز کرده بود خیلی خوشمل بود پرچم داده بودن نویسیده بود و با چراغونی تو کوچه زده بودن شیرینی و شربت که جای خود داشت ولی چیز جالبی که داشت این بود خواهرم اینا تقریبا اوایل کوچه هستن و از سر کوچه تا دم در رو گلدون های گلخونشونو چیده بودن و توی حیاط دور پله ها هم گذاشته بودن و کوچه رو تمیز کردن و تا سر کوچه با کمک همسایه ها کوچه رو اب پاشی کرده بودن خیلی قشنگ بود و به دلم نشست موفق باشید
نه تو میمانی نه اندوه و نه من

و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم میگذرد...
سهراب سپهری
پاسخ }