خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 313


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #1
چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)

راز
راز راه
رفتن است
راز رودخانه
پل
راز آسمان
ستاره است
راز خاک
گل
راز اشک ها
چکیدن است
راز جوی
آب
راز بال ها
پریدن است
راز صبح
آفتاب
رازهای واقعی
رازهای برملاست
مثل روز ، روشن است
راز این جهان خداست
امضای mahgolak
[تصویر:  20150415200450_images-14.bin]
۱۲-۱۱-۱۳۹۲, ۰۸:۱۳ عصر
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از mahgolak به دلیل این ارسال سپاس کرده.
الیسا جون, belfy, شادی ab
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 313


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #2
RE: چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
دوست

دوست ، واژه است
واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه ی خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ دوست
ماندنی ست

راستی ، دلت چقدر
آرزوی واژه های تازه داشت
دوست گل ات رسید
واژه را کنار واژه کاشت
واژه ها کتاب شد
دوستت همان دعای توست
آخرش دعای تو
مستجاب شد
امضای mahgolak
[تصویر:  20150415200450_images-14.bin]
۱۲-۱۱-۱۳۹۲, ۰۸:۵۴ عصر
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از mahgolak به دلیل این ارسال سپاس کرده.
belfy, شادی ab, نگین جونی
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
4
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 1


محل سکونت : خوزستان
ارسال: #3
RE: چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
قطاری به مقصد خدا

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .

از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زيرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :‌اينجا بهشت است . مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست .

مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .

آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورود بر شما ٬ راز من همين بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری .


منبع:وبلاگ من
امضای smile1995
راه بن بست نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساختHitheresmiley
۱۲-۱۱-۱۳۹۲, ۱۱:۰۸ عصر
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از smile1995 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mahgolak, شادی ab, نگین جونی
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 313


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #4
RE: چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
چای با طعم خدا

این سماور جوش است
پس چرا می گفتی
دیگر این خاموش است ؟!

بازلبخند بزن
قوری قلبت را
زودتر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن

دست هایت:
سینی نقره نور
اشک هایم:
استکان های بلور
کاش
استکان هایم را
توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی

خنده هایت قند است
چای هم آماده ست
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا

پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
امضای mahgolak
[تصویر:  20150415200450_images-14.bin]
۱۶-۱۱-۱۳۹۲, ۰۳:۱۱ عصر
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از mahgolak به دلیل این ارسال سپاس کرده.
شادی ab, نگین جونی
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 313


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #5
RE: چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
تا حیاط خلوت خدا

می روی سفر ، برو ، ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده ای که رو به نور کرد

می روی ولی به ما بگو
راه این سفر چه جوری است؟!
از دم حیاط خانه ات
تا حیاط خلوت خدا
چند سال نوری است ؟!

راستی چرا مسیر این سفر
روی نقشه نیست ؟
شاید اسم این سفر که می روی
زندگی ست !

توی دست های ما
یک سبد جواب کال
تو رسیده ای و می روی
باز هم به شهری از علامت سؤال

جز دلت که لازم است
هیچ چیز با خودت نمی بری ، نبر ، ولی
از سفر که آمدی
راه با خودت بیار
راه های دور و سخت
خسته ایم از این همه
جاده های امن و راه های تخت

می روی سفر برو ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده ای که عاقبت
قله ی سپید صبح را
فتح کرد
امضای mahgolak
[تصویر:  20150415200450_images-14.bin]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۱۱-۱۳۹۲ ۰۲:۴۶ عصر، توسط mahgolak.)
۱۸-۱۱-۱۳۹۲, ۰۲:۴۱ عصر
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از mahgolak به دلیل این ارسال سپاس کرده.
دختر بلا

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۲
مدال ها

اعتبار: 313


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #6
RE: چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری)
زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود
جز من و خدا
کسی نبود

روزگار
رو به راه بود
هیچ چیز
نه سفید و نه سیاه بود
با وجود این
مثل این که چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده یود
واژه ای نبود و هیچ کس
شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت :
" تو دعای کوچک منی "
بعد هم مرا
مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد
سال هاست
اسم بازی من و خدا
زندگی ست
هیچ چیز
مثل بازی قشنگ ما
عجیب نیست
بازیی که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن
کار مشکلی ست
زندگی
بازی خدا و یک عروسک گلی ست
امضای mahgolak
[تصویر:  20150415200450_images-14.bin]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۳۱ صبح، توسط mahgolak.)
۲۰-۱۱-۱۳۹۲, ۱۲:۱۱ صبح
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از mahgolak به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mamane kiana, نگین جونی, ایران دخت


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری) mahgolak 12 925 ۲۴-۳-۱۳۹۳ ۰۳:۲۹ عصر
آخرین ارسال: mahgolak


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد