خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 30 رأی - میانگین امتیازات: 3.1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

چطور با خانواده همسرتان کنار بياييد

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
63
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 68


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
طرز کنارآمدن عروس با خانواده همسر
استرس اینجا و آنجا ندارد. همه جای دنیا استرس هست. ولی بعضی استرس‌ها مختص بعضی جوامع‌اند.ما هم در جامعه خودمان، استرس‌هایی کاملا خودمانی و ایرانی داریم که در خیلی از جاهای دنیا چندان استرس‌زا نیستند؛ مثلا زندگی با خانواده همسر را شاید بتوان از استرس‌های ایرانی به حساب آورد…

به همین منظور، پای حرف‌های دکتر بدری سادات بهرامی، روان‌شناس و مشاوره خانواده نشسته‌ایم.

برای مقابله با این استرس، در وهله اول باید متوجه باشید که چه اتفاق‌هایی ممکن است بیفتد و سپس باید بدانید که در مقابل این اتفاق‌ها چه حرکتی باید انجام داد تا حریم احترام و صمیمیت بین شما نشکند و در عین حال، مرز شخصی زندگی خود را نیز با آنها داشته باشید. در اکثر موارد، این عروس است که باید با مادرشوهر زندگی کند اما چون در مواردی هم داماد مجبور به زندگی با خانواده عروس است، راه‌حل‌هایی کلی در این زمینه به جوان‌تر‌ها ارائه می‌شود تا با حداقل اصطکاک بتوانند با خانواده همسر خود زندگی کنند.

باید یاد بگیرید به جای اینکه گله مادر و خواهر و خانواده‌اش را به همسرتان بکنید، به شکلی صحیح ابراز وجود کرده و به صحبت کردن با خانواده او و بیان انتظارات‌تان بپردازید.

برخورد با اولین مشکل

به خاطر اینکه شما و همسرتان به آنها نزدیک هستید (در یک نیم طبقه یا حتی در یک اتاق جداگانه زندگی می‌کنید) مدام به هم سر می‌زنید. همیشه این‌طور نیست که خانواده همسر شما بافرهنگ باشند و آداب برخورد با یک زوج جوان و حفظ حریم خانه آنها را بدانند؛ که البته اگر این‌طور باشد قطعا استرسی که ندارید هیچ، از با هم بودن لذت هم می‌برید. شاید حتی به علت مسایل مالی خرج شما هم یکی باشد و هر روز برای صرف صبحانه، ناهار و شام در کنار یکدیگر قرار بگیرید. گاهی آنها به شما می‌گویند: «قرار نیست با ازدواج شما برنامه‌های قبلی زندگی‌مان عوض شود و تنها تفاوت در اینجا است که تو هم به جمع ما اضافه شده‌ای!» شاید هم به قول یکی از خوانندگان سلامت، این آرزویی باشد که یک‌روز در کنار همسرتان سفره‌ای دونفره برای غذا بیندازید. خلاصه این که، این با هم بودن‌های بیش از حد باعث دخالت‌های بی‌حدومرز می‌شود: «دیشب تا کی بیدار بودین؟ چراغ اتاقتون روشن بود!»…

در این حالت، حریم خصوصی شما تهدید و یا شکسته می‌شود و ممکن است نتوانید مرز زندگی دو نفره‌تان را با آنها نگه دارید. شما می‌توانید در ازای این کنجکاوی‌های بیش از حد و شکسته شدن خط قرمز زندگی‌تان وارد مشاجره با مادرشوهر شده و با حرمت‌شکنی، زندگی خود را سخت و رابطه‌تان را بد و بدتر و در نهایت به بحران تبدیل کنید اما قطعا به دنبال این کار، از حس ارزشمندی شما کاسته شده و احتمالا کلامی اهانت‌آمیز نیز خواهید شنید. راه‌حل بعدی که برخی از شما از آن استفاده می‌کنید، این است که به همسر خود گله کرده و از او می‌خواهید که با آنها درگیر شود. ولی توصیه من به شما این است که این راه‌حل‌های اشتباه را فراموش کنید؛ چون نه تنها سودمند نیستند، بلکه روابط شما را با خانواده همسر و به تبع آن با همسرتان تیره و تار می‌کند.



پس چه باید کرد؟

در درجه اول شما باید به شیوه‌ای صحیح به آنها بفهمانید که خط قرمز‌های روابط‌شان با شما کجاست. خیلی مودب و مهربان باید جلوی کنجکاوی‌های مادرشوهر را بگیرید. باید بدون اینکه از کوره دربروید، با کلام مناسب و واژه‌گزینی صحیح این مساله را حل کنید.به خاطر داشته باشید که اختلاف داشتن در زندگی امری کاملا طبیعی است و یک مشکل محسوب نمی‌شود، بلکه شیوه حل اختلاف است که همواره می‌تواند مشکل‌ساز باشد.پس در جواب کنجکاوی‌های بی‌مورد می‌توانید این‌طوربگویید: «مادر جان! این مساله خیلی مهم نیست که بخواهد ذهن شما را مشغول کند. نگران نباشید؛ من چارچوب زندگی را طوری ترسیم می‌کنم که به وظایف زناشویی‌ام خدشه‌ای وارد نشود. مهم آن است که تهیه ناهار و مرتب کردن خانه را مدیریت کنم و همه چیز مهیا باشد تا همسرم به خانه بیاید.»

باید یاد بگیرید به جای اینکه گله مادر و خواهر و خانواده‌اش را به همسرتان بکنید، به شکلی صحیح ابراز وجود کرده و به صحبت کردن با خانواده او و بیان انتظارات‌تان بپردازید.

در شیوه صحبت کردن و رفتار شما در عین احترام باید این نکته وجود داشته باشد که حتما اطلاعات‌تان را حفظ کنید و تا‌ آنجا که امکان دارد اجازه سرک کشیدن دیگران در مسایلی که فقط مختص شما و همسرتان است را ندهید

شاغلید یا خانه‌دار؟

مشکلات شما وقتی شاغل یا خانه‌دار هستید، متفاوت است. برای عروس‌خانم‌هایی که در بیرون از خانه شغلی دارند، زندگی با خانواده همسر کمی متفاوت است و گویا تسهیل می‌شود اما وقتی شما خانه‌دار هستید، شاید هم‌پوشانی وظایف باعث آزارتان شود؛ مثلا شاید همواره وظیفه شما این باشد که خانه را نظافت کنید و یا وعده‌‌های غذایی را آماده سازید. یادتان باشد که باید به شیوه‌ای صحیح و مناسب از خودتان حمایت کنید؛ مثلا اگر مادر همسرتان از شما خواسته باشد فلان غذا را برای ظهر بپزید، لزومی ندارد جواب سر بالا بدهید و جنجال به پا کنید. کافی است بگویید: «باشه، مامان جون! سعی خودم را می‌کنم که قورمه‌سبزی بپزم.» اگر فرقی برایتان نمی‌کرد و به قولی راه دست‌تان بود، آن را آماده می‌کنید و اگر نه، نیازی نیست به هر قیمتی که شده آن را تهیه کنید. یادتان باشد وقتی رفتاری تقویت شود، تکرار خواهد شد. پس باید در برابر آن رفتار نوعی عمل خاموشی صورت گیرد تا آن رفتار کم‌رنگ شده و از بین برود و آنها متوجه شوند که باید تقسیم وظایف صورت بگیرد.

در برخورد با آدم‌های مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه می‌سازند و بحران درست می‌کنند.

اتفاقی که ممکن است بیفتد

وسط روز، مادرشوهر خیلی عصبانی به سراغ‌تان می‌آید که: «چرا داری این غذا را می‌پزی؟» و شما هم با کلامی مهربان و محترمانه می‌گویید: «مامان جون! دیدم مواد قورمه‌سبزی ندارم، گفتم خیلی فرقی نداره ناهار قیمه باشد یا قورمه؛ مهم اینه که آماده شود و دور هم باشیم. حیفه که بخواهید ذهن‌تون رو مشغول این مسایل جزیی بکنید.» در این شیوه قطعا هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و اگر اهانتی در کلام و رفتار شما نباشد و صمیمت در واژه گزینی رعایت شود، طرف مقابل که یک مادر است، بدون شک از این همه مهربانی استقبال می‌کند و احتمالا دفعه بعدی هم خواهد گفت که غذایی را درست کن که دوست داری یا وسایلش را داری. در این بخش قصد داریم طرز برخورد با آدم‌های مشکل (که البته باید بدانید تعداد آنها انگشت‌‌شمار است) را آموزش دهیم. راه برخود با این آدم‌های مشکل، این است که:

• به خودتان آرامش بدهید و با متانت بگذارید آنها هر چه می‌خواهند بگویند و فقط شنونده باشید.

• پاسخ شما بهتر است فقط تایید و «بله، سعی می‌کنم» باشد و بعدش دنبال کار خودتان بروید؛ چون این افراد هیچ قلقی ندارند و باید حر‌ف‌هایشان را در کمال آرامش شنید و تایید کرد تا گفتگو کوتاه شود. البته اگر صحبتشان با نظر شما موتفق نیست می توانید بدون ابراز مخالفت فقط آن را تایید نکنید.

•در برخورد با آدم‌های مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه می‌سازند و بحران درست می‌کنند.

دومین مشکل رایج

وقتی در رابطه‌ای نزدیک با خانواده همسر و در زندگی هر روزه با آنها هستید، مساله مقایسه کردن‌ها گاهی آزاردهنده است؛ اگر قرار باشد از این رفتارها عصبی شوید و در یک سیکل معیوب بیفتید، چیزی عایدتان نمی‌شود جز از بین رفتن حرمت‌هایتان، خدشه‌‌دار شدن رابطه زناشویی‌تان و شاید هم ابتلا به انواع بیماری‌های اعصاب و روان.

چاره چیست؟

شما با تکیه بر اعتماد به نفس خودتان کار کنید. اگر شما خودتان را قبول داشته باشید و خودتان را با کسی مقایسه نکنید، اصلا برایتان مهم نیست که دیگران در مورد شما چه بگویند و یا شما را در رقابت با کسی بیندازند. وقتی توانایی‌های خودتان را شناخته‌اید و قبول دارید، اگر دنیا هم مقابل شما قرار بگیرند، خواهید گفت اهمیتی ندارد. اگر شما نگاه خودتان را عوض کنید، یاد می‌گیرید که در روابط تنگاتنگ بادیگران از توانایی‌های آنها نه تنها آزرده نشوید؛ بلکه به طرف مقابل انرژی مثبت در قالب یک تعریف یا تمجید دوستانه بدهید. به جای اینکه با عینک بدبینی به دنبال سوژه گرفتن از یکدیگر باشید، با هم مانند دو دوست رابطه برقرارکنید و او را با همه توانایی‌ها و ضعف‌هایش همان‌طور که هست بپذیرید و دوست بدارید. در هر شرایطی از زندگی با خانواده همسر می‌توانید لذت ببرید، به شرط آنکه شیوه حل اختلافتان را بلد باشید و مرزها را حفظ کنید. در هر رابطه خوب و مناسب همه سختی‌ها آسان خواهد بود و در هر رابطه بد، هر مشکل کوچکی به بحرانی بزرگ مبدل خواهد شد.
امضای roshanay
منت خدای راعزوجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکراندرش مزید نعمت.
[تصویر:  20140129123944_lllll.JPG]
۲۸-۱۱-۱۳۹۰, ۰۸:۲۲ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
176
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 172


محل سکونت :
ارسال: #2
چطور با خانواده همسرتان کنار بياييد
آيا شنيدن کلمه خانواده همسر يا "مادرشوهر" فشارخونتان را بالا مي‌برد؟ آيا براي کنار آمدن با خانواده همسرتان حسابي دچار مشکل شده‌ايد تا جاييکه واقعاً دوست داريد بدانيد چطور مي‌توانيد از دست مادرشوهر و خواهرشوهر يا بقيه اعضاي خانواده همسرتان خلاص شويد؟

احتمالاً با عشق فراوان با همسرتان ازدواج کرده‌ايد اما نمي‌دانستيد که بعد از ازدواج مجبور خواهيد بود با خانواده سرسخت او هم کنار بياييد و حتي ممکن است الان از آنها متنفر هم باشيد. کنار آمدن با خانواده همسر گاهي واقعاً دشوار مي‌شود مخصوصاً اگر طوري وانمود کنند که همه مشکلات از جانب شماست و باعث شوند احساس کنيد که بهتر است دهانتان را ببنديد تا آرامش برقرار شود. اما خيلي وقت‌ها را مجبوريد کنار آنها بگذرانيد، مثل روزهاي تعطيل و بايد بدانيد چطور مي‌‌توانيد به بهترين شکل با آنها برخورد کنيد.

مشکلات متداولتان ممکن است شکايت مادرشوهرتان از دست‌پخت شما يا خانه‌داريتان باشد، اينکه مدام سوال‌پيچتان کند که کي مي‌خواهيد بچه‌دار شويد يا از نحوه بزرگ کردن و تربيت بچه‌هايتان ايراد بگيرد. ممکن است مادرشوهرتان حرفي بزند يا کاري کند که تصور کنيد هنوز شوهرتان را يک پسربچه کوچولو مي‌بيند. شايد هم از اين واقعيت که والدين خودتان و والدين همسرتان نتوانند هيچوقت با هم کنار بيايند واهمه داشته باشيد و تصور کنيد شايد اين مشکلات به زودي زندگي زناشوييتان را برهم زند.

آيا درک نمي‌کنيد که چرا همسرتان در واکنش به تاثير والدينتان در زندگي زناشويي شما چنين رويکرد خشمگين و ناراحتي دارد؟ اگر مردي هستيد که نمي‌دانيد براي اينکه همسر و مادرتان بهتر با هم کنار بيايند چه بايد بکنيد، بايد درک کنيد که چرا همسرتان تا اين اندازه ناراحت است و چرا براي کنار آمدن با مادرتان يا ساير اعضاي خانواده مشکل دارد.

بااينکه درست است که لزومي ندارد در همه موقعيت‌ها پادرمياني کنيد و مشکلات بين همسر و مادرتان را برطرف کنيد، اما همسرتان به اين دليل ناراحت است که والدينتان در مسائل کاملاً خصوصي زندگي شما که فقط بايد توسط خود شما و همسرتان درمورد آن تصميمگيري شود، دخالت مي‌کنند. اين شامل کنار آمدن با خواهرشوهر، برادرشوهر، پدرشوهر و هر عضو ديگر خانواده که دردسرساز مي‌شود هم مي‌تواند باشد.

از خودتان سوال کنيد: اگر کسي وارد خانه‌تان شده و دسته‌چکتان را بي‌اجازه برداشته و بخاطر خرج‌ومخارجتان از شما سوال و جواب کند، آن را رفتاري غيرقابل قبول نمي‌دانيد؟ آيا چون تصور مي‌کنيد اينکه پول‌هايتان را چطور خرج مي‌کنيد، هيچ ارتباطي با آن فرد ندارد، نسبت به اين رفتار فوراً واکنش نمي‌دهيد؟ همسرتان هم دخالت‌هاي مداوم والدينتان در مسائل خصوصي شما را همينطور مي‌بيند.

همسرتان بي‌ميلي شما به حرف زدن در اين مورد و متوقف کردن اين دخالت‌ها در زندگي خانوادگيتان را نوعي خيانت مي‌بيند. همسرتان تصور مي‌کند که اين دخالت‌هاي بي‌دليل والدينتان موجب برهم خوردن رابطه شما شده و ممکن است به قيمت از بين رفتن زندگي زناشوييتان تمام شود و بايد فوراً به آن خاتمه داده شود.

همسرتان باور دارد که هربار که جانب والدينتان را مي‌گيريد و براي جلوگيري از مداخله‌هاي آنها هيچ کاري نمي‌کنيد، به ازدواجتان خيانت مي‌کنيد. خيانت يکي از عميق‌ترين ضربه‌هايي است که مي‌توانيد به قلب همسرتان وارد کنيد که اگر تغيير نکند مي‌تواند خشم و ناراحتي شديد ايجاد کند که شما و همسرتان را از هم دورتر و دورتر کرده و در آخر ازدواجتان را به طلاق مي‌کشاند. بله دقيقاً تا همين اندازه جدي است.

آيا دوست نداريد ازدواج با همسرتان بر هم بخورد؟ پس چه زن باشيد و چه شوهر، هر دوي شما بايد به اين توافق برسيد که مشکلي با خانواده همسر وجود دارد که بايد حل شود تا بتوانيد از ازدواجتان محافظت کنيد. اگر خانواده زنتان در زندگي شما دخالت مي‌کنند و اين مسئله اعصاب شما را خورد کرده است، اين هم به توجه فوري نياز دارد.

دوست داريد بدانيد چطور مي‌توانيد با خانواده همسرتان کنار بياييد؟

• وفاداري را نمي‌توان تقسيم کرد. وقتي با همسرتان ازدواج کرديد، به او قول داده‌ايد که بالاترين اولويت زندگي را به او بدهيد و وفاداري شما دقيقاً بايد به همين باشد. اگر همسرتان با مادرشوهر خود مشکل دارد، اين وظيفه شماست که پادرمياني کرده و مشکل را حل کنيد. اگر شوهري هم با مادر يا ساير اعضاي خانواده همسرش مشکل دارد، باز هم اين وظيفه زن است که جانب شوهرش را گرفته و مشکل را برطرف نمايد.

• بين شما و خانواده همسرتان بايد مرزهاي درست و مشخصي ايجاد شود تا مشکلي ايجاد نشود. همراه با همسرتان درمورد اين مرزبندي‌ها مشورت کنيد و نقش والدين همسر را در زندگي زناشوييتان مشخص کنيد. همه موارد را جايي يادداشت کرده و به يک نتيجه مشخص برسيد.

• والدين خودتان و همسرتان فقط چيزهايي را خواهند فهميد که خود شما به آنها مي‌گوييد. مرزها را طوري تعيين کنيد که همسرتان بداند چه اطلاعاتي را مي‌تواند با خانواده‌ خودش و خانواده شما در ميان بگذارد. اگر هر بار که عصباني، خسته و ناراحت هستيد و در زندگي زناشوييتان مشکل پيدا کرديد، به خانه والدينتان مي‌رويد آنها فقط مشکلات را مي‌شنوند و وقتي مشکلاتتان را حل مي‌کنيد آنها را نخواهند شنيد. اگر در زندگيتان مشکل داريد، بايد آن مشکل را به اتفاق همسرتان حل کنيد، کاملاً خصوصي و محرمانه.

• مرزبندي زماني تعيين کنيد تا هر دوي شما بدانيد چه مدت زمان را بايد در خانه والدينتان سپري کنيد و آنها چند وقت يکبار مي‌توانند پيش شما بيايند. گاهي‌اوقات زن و شوهرها به اين دليل دعوايشان مي‌شود که والدين يکي از طرفين مدام در خانه آنها هستند و اين باعث مي‌شود هيچ زماني را نتوانيد تنها در کنار هم بگذرانيد. يا گاهي هم زن مدام در خانه مادرش است و مسئوليت‌هاي خانه خود را به گردن نمي‌گيرد و يا خانواده همسر مداوم تلفني تماس مي‌گيرند تا از جزئيات زندگي زناشويي شما باخبر شوند.

• مرزهايي براي تصميم‌گيري‌ها تعيين کنيد تا هر دوي شما درک کنيد که اين خودتان هستيد که بايد تصميمات را بگيريد بدون مشورت گرفتن و کمک خانواده‌ها. وقتي تصميم را گرفتيد نبايد بگذاريد چون يکي از والدين طرفين مخالفت کرده است، فکرتان را عوض کنيد.

• درمورد مراقبت و تربيت بچه‌ها مرز تعيين کنيد تا استانداردها و قوانيني که در خانه شما مشخص شده است توسط خانواده‌هاي طرفين برهم نخورد. اگر براي خودتان مرزي تعيين نکنيد، مطمئناً مشکلاتي ايجاد خواهد شد. همچنين وقتي نتوانيد والدين مداخله‌گر را سر جاي خود بنشانيد، مشکلات حتي بيشتر هم مي‌شوند.

• وقتي درمورد مرزبندي‌ها تصميم گرفتيد، بايد آنها را رعايت کنيد. اگر يکي از طرفين اين مرزها را بشکند، کل اين فرايند برهم خورده و به والدين طرفين پيام دخالت کردن فرستاده مي‌شود. علاوه بر اين وقتي نتوانيد يک توافق با همسرتان را رعايت کنيد، اعتماد او را از دست خواهيد داد. بايد درک کنيد که اگر اعتماد همسرتان را از بين ببريد، به قول‌وقرارهايتان در ابتداي ازدواج خيانت کرده‌ايد.

• با والدينتان (يا والدين همسرتان که اعصابتان را خورد کرده‌اند) درمورد مرزبندي‌هايي که به اتفاق همسرتان مشخص کرده‌ايد صحبت کنيد. براي آنها مشخص کنيد که اين مرزبندي‌ها را با هم تعيين کرده‌ايد و مورد قبول هر دوي شماست. شايد باور نکنيد اما خيلي از مادرشوهرها نمي‌دانند که دخالت‌هايشان چقدر باعث ناراحتي شما مي‌شود به همين دليل بايد ياد بگيريد که چطور قاطع باشيد و وقتي کاري انجام مي‌دهند که باعث ناراحتي و سرخوردگي شما مي‌شوند با روش‌هاي قاطع و در عين حال محترمانه با آنها برخورد کنيد.

• اگر مشخص است که در تعطيلاتي که بايد در کنار خانواده‌هايتان بگذرانيد، والدين شما و همسرتان با هم کنار نخواهند آمد، براي شما و همسرتان بهتر خواهد بود که هريک به طور جداگانه با خانواده خود صحبت کند. براي آنها توضيح دهيد که بااينکه درک مي‌کنيد که ممکن است نتوانند دوستان خوبي براي هم شوند اما اگر بتوانند با هم کنار بيايند شما و همسرتان را بي‌اندازه خوشحال خواهند کرد.

• در موقعيت‌هاي اجتماعي بهتر است که آنها دور از هم نگه داريد تا اينکه بخواهيد مدام استرس کنار آمدن آنها را داشته باشيد. اگر يک شام کوچک خانوادگي است، بهتر است هر خانواده را جداگانه دعوت کنيد تا از روبرو شدن آنها جلوگيري کنيد. اما به خاطر داشته باشيد که همه آنها آدم بزرگ هستند، حتي اگر رفتارشان چيز ديگري را نشان دهد.

• هيچوقت سعي نکنيد همسرتان را مجبور کنيد که بين والدين خود و شما يکي را انتخاب کند. درک کنيد که زن ديگري که در زندگي هر مردي هست مادر اوست. اگر ديديد که شوهرتان مدام مي‌گويد "مادرم فلان کار را فلان طور انجام مي‌دهد" به او بگوييد که برود و با او زندگي کند.

• جنگ‌هايتان را انتخاب کنيد. گاهي‌اوقات بايد قبول کنيد که در بعضي موقعيت‌ها مخالفت کنيد، مودبانه به آنها بگوييد که بااينکه از پيشنهادشان ممنونيد اما شما و همسرتان هستيد که تصميم نهايي را مي‌گيريد. دقت کنيد که با ملاحظه و ادب رفتار کنيد، احساسات و عصبانيتتان را کنترل کنيد و قبل از به زبان آوردن هر جمله‌اي آن را خوب در ذهنتان بررسي کنيد.

آيا براي کنار آمدن با خانواده همسرتان مشکل داريد؟ اگر دوست داريد وضعيت خودتان را شرح دهيد و از ديگران در قسمت نظرات راهنمايي بگيريد. يا اگر رابطه شما با والدين همسرتان بدون مشکل و خوشايند است تاجاييکه واقعاً آنها را دوست داريد و تحسينشان مي‌کنيد، چه توصيه‌هايي مي‌توانيد براي آنهايي که براي کنار آمدن با والدين همسرشان مشکل دارند مطرح کنيد؟ منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستيم.
امضای azadehali
[تصویر:  eNortjKzUjIyMDAzt1SyBlwwFXgC1Q,,67.png]
۱۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۱:۰۵ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد