تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چقدر عارفان دینی را می شناسید ؟
#1
سلام عزیران
به نظرم اومد این موضوع جالب باشه که بدونیم عارفان چه خصوصیتهای اخلاقی و رفتاری دارن که از دیگر انسانها متمایز می شن و بدون اینکه خودشونو مطرح کنن همه دلارو به دنبال خودشون می کشونن و چرا اصولا تا بین ما هستن غریب و پنهان و بعد مرگشون تازه به دنبالشون می گردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درمقابل تقدیر خداوند مانند کودکی یک ساله باش که وقتی به هوا می اندازی میخندد ....
چون ایمان داره که تو او را خواهی گرفت....
پاسخ }
#2
عزیزم Flowerysmile
موضوع خوبی رو شروع کردید
لطفا خودتون از عارفان که می شناسید اطلاعات بذارید
ممنون
من معجزه می خوام خدا جون
پاسخ }
#3
سلام عزیزم
من آقای نخودکی اصفهانی رو کمی درموردشون شناخت دارم .
ایشون با توجه به اینکه نگاه خود را به دختر زیبا رویی را نگه داشته و در واقع نگاه حرام نداشت خداوند هم به ایشان افاضانی داشته مثلا اینکه نقل شده ایشان در پشت بام حرم امام رضا (ع) چنان غرق در نیایش و در حال سجده بودند که برف چند سانتی بر وری ایشان نشسته بود بدون اینکه حودشان متوجه بشن و این نشانه این بوده که چگونه در عمق نماز فرو می رفتند که هیچ چیز نمی توانست ایشان را از این ارتباط دورکنه .
یک چیز دیگه ای که خیلی رو روحیه من تاثیر گذاشته این نقل معتبر از پسر ایشان است که می فرمایند مرحوم پدرم شبی در خواب امام رضا(ع) را دیدند که در کنار در ورودی بر روی صندلی نشسته بودند (همان صحن سقا خونه زمانی که وارد صحن میشید سمت راست اگه از خدام بپرسید بهتون نشون میشدن قبلا هم سنگ مزار ایشون بر روی دیوار نصب بود ولی به دلایلی سنگ رو برداشتن ) و مردم را که از سمت غرب و شرق وارد می شدند با هر شکل و شمایل باطنی که بودند (برخی به شکل انسان و برخی به شکل حیوان) مورد روئفت قرار داده و دست بر سر تمام زائران می کشیدند و به همین خاطر ایشان را امام رئوف می نامند و بنا به همین خوابی که دیده بودند وصیت کردند قبرشان را در همان جایی که در خواب امام رضا(ع) در انجا بودند قرار دهند و ذکر برخی ذکرها که خیلی ها به واسطه ایشان به حوائج خود رسیدند.
اما خودم به نوبه خود همیشه این حصرت را دارم که چرا این افراد بعد از مرگ شناخته می شوند چرا ؟؟؟؟؟؟ اگر می شد افراد انسانهای وارسته را که در گفتار و عمل یکی هستند (خارج از مسائل سیاسی بلکه در امر دین) می دیدند شاید دلها تکانی بخورد و در امر ظهور امام زمان (عج) فرج شود cryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcryingcrying
درمقابل تقدیر خداوند مانند کودکی یک ساله باش که وقتی به هوا می اندازی میخندد ....
چون ایمان داره که تو او را خواهی گرفت....
پاسخ }
#4
كاسه سبز

فردي از شيخ تقاضا مي كند ،

فرزندش كه تا جندي ديگر به دنيا مي آيد ،

صالح و با ايمان باشد .

شيخ برايش دعا مي كند و مي گويد :

خداو ند به تو پسري عطا مي فرمايد

نامش را مهدي بگذار .

سپس دستور مي دهد عده اي از فقيران را اطعام كند .

وي اين سفره را مي اندازد و نزد شيخ را مي رود

تا جريان اطعام را بيان نمايد .

قبل از آن كه شروع كند ،

شيخ تمام خصوصيات مجلس و وضع افراد را مي فرمايد

و مي گويد :

در آن هنگام كه كاسه سبز در دست داشتي

و ميان سفره آب مي دادي ،

حضرت اباعبدالله الحسين (ع)كنار منبر حسينيه شما

نشسته بودند و دعا مي كردند

و انشاءالله ، سفره شما مورد قبول واقع شده است .

چندي بعد خداوند پسري به وي عطا مي كند ونامش را مهدي مي گذارد


يكي از نزديكان شيخ مي گويد :

فرزندم تصادف كرده و در بيمارستان بستري بود ،

نزد جناب شيخ رفتم و ناراحتي خود را بيان كردم .

فرمود:نگران نباش ،گوسفندي بخر

و چهل نفر از كارگرهاي ميدان را جمع كن

و برايشان آبگوشت درست كن .يك روضه خوان هم دعوت كن تا دعا كند .وقتي آن چهل نفر آمين گفتند ،بچه توخوب مي شود وروز بعد به خانه مي آيد .اين مساله را به ديگران هم بازگو مي كند و همه از اين طريق حاجت مي گيرند.
براي مداومت بر اذكار اينهاست :

(1)براي افزايش قدرت انسان در غلبه بر نفس :

ذكر ‹‹يا دائم و يا قائم‌››

(2) براي دوستي خداوند متعال در دل :

هزار صلوات تا چهل شب .

(3)براي سركوبي نفس :

هر روز سيزده مرتبه ذكر

‹‹ اللهم لك الحمد و اليك المشتكي و انت المستعان ››

(4)براي چيرگي بر نفس :

مداومت بر ذكر

‹‹ لا حول و لا قوه الابالله العلي العظيم ››.

(5)ذكر ‹‹ يا غني يا كريم ››

دويست بار بعد از نماز ،بسيار موثراست.

علاوه بر اينها ،

قرائت روزانه زيارت عاشورا همواره مورد تاكيد شيخ می باشد

شاگردان مرحوم شيخ نقل مي كنند

كه آن بزرگمرد همواره به گدايي در خانه خدا سفارش مي كرد

و مي فرمود :شبي يك ساعت دعا بخوانيد .

اگر حال دعا نداشتيد ،باز هم خلوت با خدا را ترك نكنيد .

دیگر اینکه ادعيه اي كه معمولااز سوي شيخ سفارش ميشد .

دعاي عديله .

دعاي توسل

و دعاي يستشير بود

و ديگر مناجات حضرت امير در مسجد كوفه

كه با ذكر ‹‹مولاي مولاي ››همراه است .

مناجاتهاي پانزده گانه حضرت سجاد (عليه السلام)

را نيزفراوان توصيه ميكرد

ومي فرمود :هر يك از اين پانزده دعا ،يك خاصيت دارد ؛

مثلا مناجات تائبين محبت دنياراكم ميكند .

مرحوم شيخ يكي از خواص تلاوت صبحگاهي سوره صافات

و تلاوت شبانگاهي سوره حشر را دست يافتن به صفاي باطن مي دانست

و براي سوره واقعه اثر فراواني قائل بود .

(۲۱) هر كس هر كاري مي كند ،

بايد آن ار خوب انجام دهد

و محكم كارباشد ،

خياط بايستي از كوكهاي ريز و نخ محكم استفاده كند .

پيامبر اكرم (صلي الله و عليه و آله )فرموده است :

“و لكن الله يحب عبدا اذاعملا احكمه”.



(۲2) انسان كسي را كه دوست داشته باشد

برايش پول خرج مي كند .

ما هم اگر مي گوييم خدا را دوست داريم ،

بايد در راه او خرج كنيم .



(۲3) اين چرخ خياطي سينگر را ببينيد ؛

همه قطعات ريز و درشتش مارك مخصوص كارخانه را دارد.

مي خواهندكوچكترين پيچ هم

نشان اين كارخانه را داشته باشد .

انسان مؤمن هم ،

همه كارهاي بزرگ و كوچكش

بايد نشان خدا را داشته باشد.



(۲4) هر كاري را مي كنيد ،

نگو ييد من كردم .

بگوييد :مولا مرحمت فرمود

و همه را از خدا بدانيد .



(۲5) پيش از آنكه منزل را عوض كنيد ،

آرزوهاي مرده ها را عملي كنيد .

آنان آرزو مي كنند

كه حتي براي يك لحظه به دنيا برگردند

و عملي مورد رضايت خداوند انجام دهند .



(۲6) دين حق همين است كه بالاي منبرها گفته مي شود،

ولي دو چيز كم دارد :

عشق به خداوند متعال واخلاص .



(۲7) اين عبادات ما ،

چيزي نيست كه در آخرت روي آن حساب كنند

و دست ما را بگيرد .

كاري كه براي ثواب است به درد خودم مي خورد ،

كار اربراي خدا انجام دهيد.



(۲8) انسان هر مقدار كه

به دستورهاي پروردگار خود عمل كند ،

به همان اندازه نزديك به حق مي شود

و به تشكيلات سلطنت او در مي آيد.



(۲9)هر نفسي كه مي كشي امتحان است .

در آن نفس ببين كه نفست با رحمان شروع مي شود

يا با نيات شيطان شروع و مخلوط مي شود .

مواظب باش شيطان و نفس كلاهت را برندارند .



(۳0) در پاسخ كسي كه نصيحتي خواسته بود ،

گوشش را گرفت و فرمود :

خدمت به خلق ،خدمت به مردم .



(۳1) اغلب مردم در حين مرگ يا پس از آن اقرار مي كنند كه

:‹‹صدق الله و رسوله و...؛كه فايده ندارد ،

بلكه بايد پيش از موت و هنگام حيات اقرا داشت.



(۳2) غصه روزي را نخوريد .

من نصيحتي مي كنم كه شما خدا را فراموش نكنيد ؛

زيرا خداوند سهم هر كسي را نوشته است .



(۳3)من با خدا متعال انسي داشتم ،

التماس كردم كه سر خلقت را به من بفرمايد .

خطاب آمد :احسان ،احسان به خلق .

آن مسأ له اي كه انسان را بعد از فرائض

به حالت بندگي خداوند تبارك و تعالي مي رساند،

احسان به خلق است.



(۳4) بدبخت ترين شخص ،

كسي است كه دچار بليه اي شود

و در آن واقعه و حادثه ،از حق غافل گردد.



(۳5) به سادات احترام بگذاريد

و آنان را در هر مرتبه

و منزلتي كه هستند گرامي داريد.



(۳6) بارها ديده شده است

كه خود شيخ در ميان جمع ،

دست و پاي سادات را مي بوسد.



(۳۷) اين مكتب براي نتيجه نيست ،

مكتب محبت است ،

مكتب عاشق سازي لست ،

واقعا مكتب خدا خواهي است.



(۳8) علوم غريبه به درد نمي خورد .

جز وبال چيز ديگري نيست .

اسم اعظم هم به درد انسان نمي خورد .



(۳9) نفس اماره را مهار بزنيد

و با آن مخالفت كنيد .



(۴0) شيطان را ديدم ،

بر جايي كه انسان در نماز مي خاراند بوسه مي زند .



(۴1) خدايا !

اين دروغگو را درست كن

و اين قراضه را جا بيندازو

به من توفيق بندگي بده ،

تا عبادتهاي تو زمين نماند

و زحمتهاي تو هدر نرود .



(۴2) تاثير روزي حلال و حرام آن قدر زياد است

كه ممكن است حلال زاده بخورد

و مثل حرام زاده شود ،

ويا حرام زاده بخوردو حلال زاده شود.



(۴3) در مكاشفات يقين نداشته باشيد

و هيچ وقت بر مكاشفه تكيه نكنيد ،

هميشه بايد رفتار و گفتار امامان را الگو قرار دهيد .



(۴4) قاشق براي غذا خوردن است

و فنجان براي چاي نوشيدن ...

انسان هم تنها براي آدم شدن خوب است.

بوی گلسرخ


درسفر به كاشان ،
شيخ همانند همه سفرهاي ديگر ،ن
خست به قبرستان شهر رفت .
همراهان شنيدند
كه به حضرت اباعبدلله الحسين (عليه السلام )سلام ميدهد.
جلوتر كه ميرودمي گويد :
بويي به مشامتان نمي رسد؟
بوي گل سرخ!
واز مسوؤل قبرستان مي پرسد ،
امروز چه كسي رادفن كرده اند ؟
وي همه را به طرف محل دفن كسي مي برد
كه تازه به خاكش سپرده اند.
در آنجا همه آن بوي گل را استشمام مي كنند .
شيخ مي گويد :
وقتي اين بنده خدا را اينجا دفن كرده اند ،
وجود مقدس سيد الشهداء تشريف آورده اندايجا ،
وبه واسطه اين شخص ،عذاب را ازاهل قبرستان برداشتند.


پنجره فولاد

در سفر مشهد ،
هنگامي كه در صحن مطهر امام رضا (عليه السلام )
جواني را مي بيند كه در كنار پنجره فولاد
با گريه وزاري ،امام رضا را به حق مادرش قسم مي دهد
و دعا مي كند وچيزي مي خواهد ،
شيخ به يكي از همراهان مي گويد :
برو به جوان بگو ،درست شد برو !
جوان رفت ،
از شيخ مي پرسند :
جريان چه بود ؟
مي گويد :
اين جوان ،خواهان ازدواج با كسي بود
كه به اونمي دادند و متوسل
به حضرت امام رضا روحي فداه شده است .
حضرت فرمودند:درست شده است ،برود.

كرامت امام

فردي به مشهد رفته و از امام رضا(عليه السلام )
مي خواهد كه به او پسري كرامت شود .
وقتي به تهران بر مي گردد،
شيخ به او پيغام مي دهد
كه تو به منزل ما مي آيي يا من به نزد تو بيايم ؟
گويا شيخ به منزل وي مي رود و مي گويد :
تواز طريق امام رضا (عليه السلام )
از خدا پسري خواسته اي .
حضرت فرمودند :كه خداوند پسري به او مي دهد اسمش را رضا بگذارد.



اجابت دعا

روزي در هواي گرم تابستان ،
شيخ نفس زنان نزد يكي از يارانش مي رود ،
پولي به او مي دهد
و از او مي خواهد فورا آن را
به سيد امام جماعت مسجد حاج امجد برساند .
مدتها بعد كه جريان را از سيد مي پرسند ،
مي گويد:مهمان برايم آمده بود ودر منزل هيچ نداشتم ،
رفتم به اتاق ديگر و
به حضرت ولي عصر صلوات الله عليه متوسل شدم .
لحظه اي بعد آن پول به دستم رسيد.

وفاي به عهد

شخصي كه به رغم درمانهاي مختلف
در داخل و خارج بچه دار نمي شد
به معرفي يكي از ياران شيخ ،نزد وي مي آيد .
شيخ مي گويد:
من از امام رضا (عليه السلام )خواستم فرمودند
خداوند به وي دو پسر مي دهد ،
هر پسري كه بدنيا آمد گاوي بكشد و مردم را اطعام كند .
آن مرد پس از تولد پسر اول چنين مي كند
ولي با بدنيا آمدن پسر دوم ،
بدنبال حرف مردم كه مي گويند مگر شيخ امامزاده است
و معجزه كرده است ؟گاورا نمي كشد و اطعام نمي كند .
چند وقت بعد ،آن پسر از دنيا مي رود .

غمخوارامت
شيخ مي فرمود :
مدتي گرفتاري داشتم
و هر دعايي كه مي خواندم اثر نمي كرد
وعرض كردم :
خدايا! اين دعاها را به مردم گرفتار مي گويم ،
مي خوانند و حاجت خود را مي گيرند ،
ولي چرا گرفتاري مابرطرف نمي شود ؟
با ناراحتي گفتم :
محمد و آل محمد (عليهم السلام)هم به فكر ما نيستند .
به محض اينكه اين جمله را گفتم ،
پيامبر اكرم (ص)راديدم كه غبار آلوده،
آستينها را بالا زده ،فرمودند :
چيه ؟ماهزار سال پيش از خلقت آدم به فكر شما بوديم.
درمقابل تقدیر خداوند مانند کودکی یک ساله باش که وقتی به هوا می اندازی میخندد ....
چون ایمان داره که تو او را خواهی گرفت....
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
آداب نماز از منظر شیخ رجبعلی خیاط

شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه شیطان است و می‌گفت: «شیطان را دیدم بر جایی که انسان در نماز، می‌خاراند، بوسه می‌زند!! »

شیخ رجبعلی خیاط برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

یکی از ویژگی‌های برجسته تربیت شدگان مکتب جناب شیخ رجبعلی خیاط، حضور قلب در نماز است و این نبود مگر بدین جهت که شیخ برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

در رهنمودهای جناب شیخ درباره نماز چهار نکته اساسی وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احادیث اسلامی است:

1- عشق

شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود همانگونه که عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت می‌برد، نمازگزار باید از راز و نیاز با خدای خود احساس لذت کند؛ او شخصاً چنین بود و اولیای الهی همگی چنین‌اند.

رسول خدا (ص) لذت خود از نماز را این گونه توصیف می‌فرمایند:
«جعل الله جل ثناۆه قرة عینی فی الصلاة، و حبّب إلی الصلاة کما حبّب إلی الجائع الطعام، و إلی الظمآن الماء، و إنّ الجائع إذا أکل شبع، و إنّ الظمآن إذا شرب روی، و أنا لا أشبع من الصلاة؛
خداوند (جل ثناۆه) نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. (با این تفاوت که) گرسنه هر گاه غذا بخورد سیر می‌شود و تشنه هر گاه آب بنوشد سیراب می‌شود، اما من از نماز سیر نمی‌شوم.»

«از کلمه “ما”‌ بگذرید، آن جا که در کارها کلمه «من» و «ما» حکومت می‌کند شرک است، فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک است. »

یکی از شاگردان شیخ، که حدود سی سال با او بوده می‌گوید: خدا شاهد است که من می‌دیدم در نماز، مثل یک عاشق در مقابل معشوقش ایستاده، محو جمال اوست.
2- ادب

مۆدب بودن نمازگزار در محضر آفریدگار متعال، یکی از مسایلی است که اسلام به آن اهمیت بسیاری داده است.

امام سجاد علیه‌السلام در این باره می‌فرماید: «و حق الصلاة أن تعلم أنها وفادة إلی الله عز و جل، و أنک فیها قائم بین یدی الله عز و جل فإذا علمت ذلک قمت مقام الذلیل الحقیر، الراغب الراهب، الراجی الخائف، المستکین المتضرع، و المعظم لمن کان بین یدیه بالسکون و الوقار، و تقبل علیها بقلبک و تقیمها بحدودها و حقوقها.
حق نماز این است که بدانی نماز، وارد شدن بر خدای عز و جل است و تو با نماز در پیشگاه خداوند عز و جل ایستاده‌ای، پس چون این را دانستی، باید همچون بنده‌ای ذلیل و حقیر، راغب و راهب و امیدوار و بیمناک و بینوا و زاری کننده باشی و به احترام کسی که در مقابلش ایستاده‌ای با آرامش و وقار بایستی و با دل به نماز رو کنی و آن را با رعایت شرایط و حقوقش، به جای آوری. »

جناب شیخ درباره ادب حضور می‌گوید: «شیطان همیشه می‌آید سراغ انسان، یادت باشد که توجه خود را از خدا قطع نکن، در نماز مۆدب باش.

در نماز باید همانند هنگامی که در برابر شخصیت بزرگی خبردار ایستاده‌ای باشی، به گونه‌ای که اگر سوزن هم به تو بزنند تکان نخوری! »

این سخن را شیخ به فرزندش در پاسخ به این سۆال که: شما موقعی که نماز می‌خوانید لبخند می‌زنید، گفته است. فرزند رجبعلی خیاط می‌گوید: من حدس می‌زنم که لبخند ایشان به شیطان است، که با لبخند به او می‌گوید: زورت نمی‌رسد!

شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه شیطان است و می‌گفت: «شیطان را دیدم بر جایی که انسان در نماز، می‌خاراند، بوسه می‌زند!! »

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «فضل الوقت الأول علی الآخر کفضل الاخرة علی الدنیا؛ فضیلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا. »

3- حضور قلب

باطن نماز، یاد خدا و حضور صادقانه دل نمازگزار در محضر قدس حق تعالی است، و از این رو پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «لا یقبل الله صلاة عبد لا یحضر قلبه مع بدنه؛ خداوند نماز بنده‌ای را که دلش با بدنش حضور ندارد، نمی‌پذیرد. »

جناب شیخ با توجه به این نکته، سعی می‌کرد قبل از اقامه نماز جماعت، حاضران را آماده نماز با حضور قلب کند. نماز او نمونه یک نماز با حضور قلب بود.

همچنین حمید فرزام یکی از شاگردان “رجبعلی خیاط “در این باره می‌گوید: نمازشان خیلی با طمأنینه و با آداب بود و گاهی که دیر می‌رسیدم و قیافه ایشان را در نماز می‌دیدم انگار لرزه‌ای بر اندامشان مستولی، قیافه نورانی، رنگ پریده و غرق در ذکری بودند که می‌گفتند؛ حواسشان کاملاً جمع نماز بود و سرشان پایین، استنباطم این است که جناب شیخ هیچ شکی، حتی به اندازه سر سوزن در دلش نبود.

یکی دیگر از شاگردان شیخ می‌گوید: گاهی به من می‌گفت: «فلانی! می‌دانی در رکوع و سجود چه می‌گویی؟ در تشهد که می‌گویی: «اشهد أن لا اله ألا الله وحده لا شریک له»، آیا راست می‌گویی؟ آیا هوای نفس نداری؟! آیا به غیر خدا توجهی نداری؟!»

4- مواظبت بر نماز اول وقت

در احادیث اسلامی بر نماز گزاردن در اول وقت تأکید فراوانی شده است، امام صادق (ع) می‌فرمایند: «فضل الوقت الأول علی الآخر کفضل الاخرة علی الدنیا؛ فضیلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا. »

رجبعلی خیاط مقید بود که نمازهای پنجگانه را در اول وقت می‌خواند و دیگران را نیز بدان توصیه می‌فرمود.

*نوکر امام حسین(ع) نمازش تا الان نمی‌ماند

خطیب توانا، حجت الاسلام والمسلمین سیدقاسم شجاعی، خاطره جالبی از رجبعلی خیاط در این ‌باره دارند.

وی در این باره مطرح کرده است: من از دوران مدرسه و ابتدایی منبر می‌رفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه‌های زیادی را می‌رفتم از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شیخ رجبعلی نکوگویان (خیاط) می‌رفتم.

از پله‌ها که بالا می‌رفتیم، اتاق دست چپ، خانم‌ها جمع می‌شدند و برایشان روضه ماهانه می‌خواندم، اتاق جناب شیخ هم طبقه پایین آن قرار داشت. آن زمان 13 ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسیده بودم.

شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه شیطان است.
روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پایین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم، گویا عازم بازار بود، سلام کردم، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: «پسر پیغمبر (ص) و نوکر امام حسین (ع) نمازش تا الان نمی‌ماند!! »

گفتم: چشم، در حالتی که دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم، به محض اینکه به صورتم نگاه کرد، این حالت را در من دید و گوشزد کرد.

این مطلب موجب شد که من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ایشان – که مثلاً در منزل آقای حکیمی آهن فروش بود – می‌رفتم و از همان نوجوانی احساس می‌کردم این مرد، صحبت که می‌کند مطالبش الهامی است، چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می‌کرد تمام مخاطبین را مجذوب می‌کرد، به طوری که هنوز هم من از وی خاطرات و سخن دارم.

من جمله، از کلماتی که همیشه در ذهن من است اینکه می‌‌گفت: «از کلمه “ما”‌ بگذرید، آن جا که در کارها کلمه «من» و «ما» حکومت می‌کند شرک است، فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک است. »

وقتی این طور کلمات را مرحوم رجبعلی خیاط مطرح می‌کرد، در قلب و فکر انسان نقش می‌بست .

*خشم، آفت نماز

از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده ‌است که: «شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می‌کردم – برای درک فضیلت نماز اول وقت – وارد شبستان مسجد شدم دیدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است.

پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزدیک در مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از روی سرش محو شد!
درمقابل تقدیر خداوند مانند کودکی یک ساله باش که وقتی به هوا می اندازی میخندد ....
چون ایمان داره که تو او را خواهی گرفت....
پاسخ }
#6
رهبری عابد وفرزانه
حالت مقام معظم رهبری در صلوات شعبانیه دیدنی است .ایشان در کمال متانت وحجب وحیای خاصی که مخصوص خود ایشان میباشد آن را میخواند
وتذکر میدهند که این دعا ها خوانده شود .مقام معظم رهبری درطول شبانه روز تنها 4ساعت میخوابند وبقیه اوقات را به عبادت وانجام وظائف رهبری میپردازند. در سفری که به قم داشتند علیرغم حجم زیاد کارها به مسجد مقدس جمکران رفتند وتا صبح درآن مسجد به عبادت مشغول شدند ایشان هرشب قبل ازاذان صبح تا سپیده دم به عبادت میپردازند.

یک خاطره با مزه
هنگامیکه آقا در ایرانشهر تبعید بودند هنگام نماز جماعت که ایشان امام جماعت بودندودر جلوی نمازگزاران مشغول نماز بودند ناگهان یک بزغاله وارد میشود ودرجلوی جمع به بالا وپایین پریدن میکند همه نمازگزاران که پشت سر آقا بودند به خنده میافتند وتنها کسی که با طمانینه وآرامش نماز را به پایان برد آقابود.
پس از نماز از ایشان میپرسند :شما چطور خودتان را کنترل کردید ونخندیدید؟
معظم له گفتند: من اصلا متوجه بزغاله نشدم!
[عکس: 20150118202258_3953042_max.jpg]
پاسخ }
#7
سردار علی شوشتری میگوید:
روزی در قرارگاه لشکر حضرت امام رضا علیه السلام پشت خرمشهر بودمدشمن فشار زیادی برروی آن محور داشت هوا بسیار گرم بود صدای اذان ظهر جان ها را آماده نماز کرد.مقام معظم رهبری در قرارگاه بودند
همه مهیا شدند تا به امامت مرادشان نماز رابه جماعت بخوانند . درمسجد جابرای نماز خواندن نبود آقا بیرون آمدند ودر هوای گرم زیلویی انداختند ومشغول نماز شدند بچه ها با علاقه خاص به ایشان اقتدا کردند هوا بقدری گرم بودکه وقتی پیشانی خود را به روی مهر میگذاشتیم به علت داغی مهر برآن میچسبید.داغی هوا وفشار آتش دشمن هرگز مانع برگزاری نماز اول وقت وجماعت نشد. این معنای اهمیت به نماز از سوی آن رهبر فرزانه است.
[عکس: 20150118202258_3953042_max.jpg]
پاسخ }
#8
آقا گفتند :همه زندگی من یک وانت بار بیشتر نمیشود پول ندارم خانه بخرم
یک خانه اجاره کردیم که یک طبقه را مصطفی ویک طبقه را مجتبی زندگی کنند شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند عروس رهبر میشود یک چیزهایی در ذهنش نباش .ما یک زندگی اینجوری داریم شما زندگی خوبی دارید حالا بخواهید وارد یک زندگی اینجوری شوید مشکل است. .........
آقا فرمودند اولا سر مهریهوهرچیز دیگر اختیار با دخترشما باشد همان را مهریه دخترتان کنید ولی من چون برای مردم خطبه عقد میخوانم وسنت من این بوده که بیش از14 سکه عقد نمیخوانم تا حالا هم نخواندم اگربخواهید میتوانید بیشتراز 14 سکه هم تعیین کنید ولی من عقدرا نمیخوانم چون تا حالا برای مردم نخواندم برای عروسم هم نمیخوانم بروید یک آقای دیگر عقد را بخواند اشکالی هم ندارد .برای مراسم عقد هم میتوانید درتالار بگیرید ولی من نمیتوانم شرکت کنم.



آری خوبان اینچنینند
[عکس: 20150118202258_3953042_max.jpg]
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
نظم در زندگی امام خمینی[/size]
یکی از نکات "درباره زندگی امام خمبنی "نظم زندگی شخصی آن بزرگ مرد بود.نظم در خواندن روزنامه دردیدارها درخواندن نامه ها وحتی در تجدید وضو.البته اینطور نبود که شما ناگهان سراغ ایشان را بگیرید وبگویند که برای تجدید وضو رفته اند .نه!ساعت خاصی داشت. یادم است یک روز درساختمان روبروی بیت امام درپاریس با دیگر برادران مشغول پیاده کردن نوار بودیم.ناگهان
یادم آمدکه باید بروم چون وقت تجدید وضوی حضرت امام بود فکر کردم که باید دستشویی را سرکشی کنم تا تمیز ومدتب باشد دوست نداشتم خانه ای که مسیولیتش با من بود نا مرتب بنظر برسد برادران گفتند (ای بابا مگر ساعت دارد؟)اما من رفتم ونظافت کردم واتفاقا همان لحظه امام آمدند
[/size]
[عکس: 20150118202258_3953042_max.jpg]
پاسخ }
#10
ننظم در زندگی شهید مطهری
شهید مطهری نیز مانند امام خمینی تمام کارهایش از غذا خوردن ونماز وتدریس و..... ساعت مشخصی داشت به عنوان مثال :ساعت یازده ونیم ما میدانستیم ایشان سر سجاده نشسته اندچون هیچگاه اذان منتظر شهید مطهری نماند همواره ایشان سر سجاده منتظر اذان می نشستند وقرآن میخواندندومطالعه میکردند . دردانشگاه هم اتاق کوچکی را گرفته بودندوکلاسها را طوری تنظیم کرده بودندکه نیم ساعت قبل از اذان درآن اتاق باشند.در دانشگاه یک ربع قبل از ساعت تدریس در کلاس بودندویک ربع هم بعد از درس می ماندند.تا اگر کسی سوالی دارد که در جمع قابل طرح نیست آن جا باشند وپاسخ بگویند.

یکی از شاگردان آیت الله بهجت نیز درباره نظم آن عارف بزرگ میگوید:حضرت آقا در کارشان دقیق ومنظم هستند به عنوان مثال حتی برنامه ریزی کرده اندکه از درب منزل تا مسجد مشغول فلان ذکر وبعد ازآن ذکر خاصی رابگویند تا وقت ایشان ضایع نگردد ونوافل یومیه را نیز به همین منوال برنامه ریزی نمودهاند)
[عکس: 20150118202258_3953042_max.jpg]
پاسخ }