خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
86
تاریخ عضویت:
اسفند ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 238


محل سکونت : ساری
ارسال: #1
کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟
اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند و البته درک درستی از آن ندارند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد. بنابراین می بینید که نسبتی با مریضی ندارد.
شاعر در این خصوص می گوید:
رفتــم بـه سـر تـربت شمس تبـریـــز دیــدم دوهــــزار زنگیــــان خونــریـــز
هر یک به زبان حال با من می گفت جامی که به دست توست کج دار و مریز
امضای نرگس 330
[تصویر:  5fWrp3.png]
۲۵-۹-۱۳۹۱, ۰۶:۱۴ عصر
یافتن سپاس نقل قول
6 کاربر از نرگس 330 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
inspiration, golmaryam, maryam banoo, zig.rat, نرگس بانو, mojgan776
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
10
تاریخ عضویت:
اسفند ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 3


محل سکونت : تهران
ارسال: #2
RE: کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟
این شعر هم از مولاناست
یا رب تو جمال ان مه مهرانگیز اراسته ای به سنبل و عنبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر پس حکم چنان بود که کج دارو مریز (1782)
۱۷-۵-۱۳۹۲, ۱۲:۵۰ صبح
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از payam.roman به دلیل این ارسال سپاس کرده.
نرگس بانو, mojgan776
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
305
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 729


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: کج دار و مریض یا کج دار و مریز؟
مطابق آن چه در لغت نامه ی دهخدا آمده است،«كج دار و مريز» دو فعل امر است و در مثل مي توان گفت:«جامى كه به دست توست كج دار و مريز.» تعبير آن چنين است كه چون ظرف آبى را به جانبى متمايل كنند آب از دهانه يا لوله ی آن بيرون ريزد, ولى مي توان آن را طورى با دقت و احتياط نگاه داشت كه در عين كجى فرو نريزد.«كجدار و مريز» به تنهايى يا به صورت فعل «كجدار و مريز كردن» غالباً براى توصیف وضعيت يا تدبير خاصى مانند لطف و قهر, مهربانى و سختگيرى,و به طور كلى مدارا و مماشات و گاهى هم به معانى عذر و بهانه آوردن, به تاخير انداختن, و مكر كردن ، به كار مى رود.با سه بيت شاهد به ترتيب از كمال خجندی (شاعر قرن هشتم قمرى),محسن تبريزى - متخلص به تاثير- و ابوالفيض فياضى(هر دو شاعران عهد صفوى):

كرد خون همه به گردن زلف

گفت كج دار طره را و مريز



نه از رحم است گر خونم نريزد چشم فتانش

كه كج دار و مريزى مى كند ،برگشته مژگانش



كجدار و مريز ساقى دهر

مى بين و مكن حواله بر غير



دو رباعى زير به ترتيب از محتشم كاشانى و سنايى غزنوى و رباعى سوم منسوب به خيام است:

در بزم حكيمان ز مى شور انگيز

نى پاى نشستن است، نى پاى گريز

از بهر من تنگ سراب اى ساقى

مينا به سر پياله كج دار و مريز



ای در سر زلف تو صبا عنبر بيز

وى نرگس شهلاى تو بس شورانگيز

هر قطره كه مى چكد ز خون دل من

در جام وفاى توست، كژدار و مريز



يا رب تو جمال آن مه مهرانگيز

آراسته اى به سنبل عنبر بيز

پس حكم همى كنى كه در وى منگر

اين حكم چنان بود كه كج دار و مريز
۱۷-۵-۱۳۹۲, ۰۱:۰۵ صبح
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول
4 کاربر از مامان الی به دلیل این ارسال سپاس کرده.
*heliya joon*, نرگس بانو, rayan23, baba parastoo



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد